تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٣ - سوره آل عمران(٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
صلب كنند پس همه شب پاس او داشتند و حق سبحانه آن شب را بغايت تاريك گردانيد و در آن خانه روزنه بود ملائكه بامر حق سبحانه او را از آن روزنه بآسمان بردند و على الصباح همه مجتمع گشتند و مهتر خود را كه يهودا نام داشت بدرونخانه فرستادند تا عيسى را بيرون آورد و در اكثر روايات آمده كه اين يهودا همان كس بود كه يهودان را بعيسى رهنمونى كرده بود حق سبحانه عيسى را در آن شب بآسمان برده بود همين كه يهودا بخانه در آمد و عيسى را نديد حق سبحانه شبه عيسى را بر او افكند و چون بيرون آمد و خواست كه بگويد كه عيسى در اينجا نيست در وى آويختند و هر چند استغاثه ميكرد كه من يهودايم كه در اينخانه رفتم نشنيدند و استغاثه او بجايى نرسيد پس از دارش در آويخته او را تير باران كردند و در اكثر تفاسير مذكور است كه چون مريم را خبر دادند كه عيسى را بدار كردهاند زنى را رفيق خود گرفت كه عيسى او را بدعا از علت ديوانگى خلاص داده بود و هر دو در زير آن درخت آمدند و ميگريستند و جزع ميكردند عيسى از هوا در آمد و ايشان را گفت بر چه جزع ميكنيد گفتند بر عيسى كه پيغمبر خدا بود عيسى گفت برويد و گريه و جزع مكنيد كه منم عيسى حق سبحانه مرا نگاهداشت و اينمصلوب آن منافقست كه دشمنان را بمن رهنمونى كرد ايشان خوشدل شدند و برگشتند و بعد از هفت روز عيسى (ع) بر زمين آمد و حواريان را جمع كرد و ايشان را وصيت كرد و هر يكى را بناحيه فرستاد تا تبليغ دعوت كنند و خلق را بدين خدا خوانند و باز بآسمان رفت حواريون در نواحى زمين متفرق شدند و خدا هر يكى را لغت اهل آن ناحيه بياموخت تا بزبان قوم دعوت كردند و مورخان گفتهاند كه آن شب كه عيسى را بآسمان بردند ماه رمضان بود در شب قدر و از امير المؤمنين (ع) مرويست كه در وقت رحلت فرمود كه
و لقد ضربت فى الليلة التي قبض فيها يوشع بن نون و قبضة فى الليلة التي عرج بها عيسى بن مريم
و آن شب بيست و يكم بود القصه حقتعالى ميفرمايد كه مكر كردند در قتل عيسى وَ مَكَرَ اللَّهُ و خدا جزاى مكر بديشان رسانيد به اينكه عيسى را بآسمان رفع كرد و القاى صورت او كرد بر مهتر ايشان كه قصد اغتيال داشت تا كه او را بجاى عيسى بردار كردند و در انوار گفته كه چون مكر در اصل حيلهايست كه بجهت آن مضرتى بغير رسانند بدون شعور وى پس اسناد آن بخدا بر سبيل مقابله و ازدواج است از قبيل فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ و خدا بهترين مكر كنندگانست يعنى اقواى ايشان بر مكروا قدر ايشان بر ايصال ضرر از جايى كه گمان نداشته باشد و يا معنى آنست كه خدا بهترين مكافات دهندگانست اهل مكر را بتقدير مضاف هم چنان كه در مكر اللَّه كه در تقدير جزى اللَّه مكرهم است شخصى از جنيد پرسيد كه چونست كه حق سبحانه مكر را بخود