تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٣ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٥٠ تا ٢٥٩
گواه و سوگند بودى ميان مدعى و مدعى عليه چون كسى دعوى داشتى نزد وى آمدى و عرض نمودى او را گفتى كه برخيز و سلسله را بگير اگر بر حق بودى سلسله را بگرفتى و اگر ناحق بودى سلسله بالا رفتى و دست او بآن نرسيدى و هم چنان آن سلسله بآن حال بود تا روزى مردى جوهرى گرانمايه نزد كسى بوديعة نهاده بود چون از او مطالبه كرد گفت من وديعة را بتو رد كردم مرافعه را بداود دفع كردند مردى كه وديعة نزد وى بود عصائى مجوف كرده بود و آن جوهر در ميان آن نهاده بود چون صاحب جوهر بر مدعى عليه دعوى كرد گفت من آن را بتو رد كردم وى از آن ابا نمود داود مدعى را گفت برخيز و دست بسلسله رسان مرد برخواست و گفت بار خدايا تو ميدانى كه من در اين دعوى صادقم و جوهر نزد اين كس است و بر او واجبست كه بمن رد كند دست مرا بسلسله رسان تا حق بمركز خود قرار گيرد پس دست كرد بسلسله و آن را بگرفت داود مدعى عليه را گفت تو نيز برخيز و دست بسلسله رسان وى برخواست و آن عصا را بدست گرفت و صاحب وديعة را گفت كه اين عصاى مرا نگه دار تا من اين سلسله را بگيرم پس عصاى خود را باو داد و گفت بار خدايا دست مرا بسلسله رسان كه تو عالمى بآن كه من وديعة باو رد كردم اين بگفت و سلسله را بگرفت داود در اين كار متعجب فرو ماند جبرئيل فرود آمد و كيفيت اين صورت را بداود اخبار كرد داود آن مرد را طلبيد و جوهر را از او بستد و مكر و خديعه او بر مردمان آشكارا گشت و حق تعالى بجهت شأمت آن مكر سلسله را بآسمان برد وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ و اگر نبودى باز داشت خدا مردمان را بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ برخى از ايشان را ببرخى يعنى اگر خدا دفع كافران و مشركان نكردى بسبب جهاد مجاهدان با ايشان و مسلمانان را بر ايشان نصرة ندادى و شر و فساد ايشان از مسلمانان باز نداشتى بجهت جهاد لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ هر آينه تباه شدى زمين بظلمت كفر و غالب شدن كفار بر اهل اسلام و افساد و تباهى ايشان بر مسلمانان و يا آنكه بجهة شآمة كفار بركة از آسمان باز گرفتى و اصلا گياه از زمين نرستى و همه مردمان و ساير حيوانات هلاك شدندى وَ لكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ و لكن خداى خداوند فضل و كرم و رحمت است عَلَى الْعالَمِينَ بر عالميان در دنيا و آخرت تِلْكَ اين قصههاى مذكوره از حديث الوف و تمليك طالوت و اتيان تابوت و انهزام جبابره و قتل جالوت كه متضمن معجزات واضحاتست آياتُ اللَّهِ نشانهاى قدرت خداوند است نَتْلُوها عَلَيْكَ ميخوانيم آن را بر تو يعنى چون كه جبرئيل آن را مىخواند بر تو بفرمان ما پس همان است كه ما بر تو ميخوانيم بِالْحَقِ براستى و درستى و مطابق واقع كه ارباب