تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٧ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
است نه يهود و نصارى و عطا گفته كه در قريظه و نضير واقع شده و اولى تعميم است و قوله أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ ساد مسد مفعولين يحسب است مانند (حسبت ان زيدا منطلق و حسبت ان يقوم عمرو) و ما محتمل آنست كه بمعنى الذى باشد و تقدير اينكه (لا يحسبن الذين كفروا ان الذى نملى لهم خير لانفسهم) و يا براى مصدريه پس ما نملى بمعنى املا باشد و بر هر تقدير حق ما آنست كه منفصل باشد از آن ليكن رسم الخط بر طريق اتصال واقع شد و املاء كفار اطاله عمر ايشانست و يا تخليه ايشان بآن چه خواهند مأخوذ از (املى بفرسه اذا ارخى له الطول ليرعى كيف شاء) و بعد از ذكر عدم خيريت ايشان در املا بر سبيل استيناف بيان علت غائيه آن مىفرمايد بقوله أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ بدرستى كه ما مهلت مىدهيم آنها را در زندگانى دنيا و تعجيل عقوبت ايشان نمىكنيم لِيَزْدادُوا إِثْماً تا زياده كنند گناه را و در دين باهل خود ثبات ورزند لام براى عاقبت است يعنى تا باشد عاقبت سرانجام امر ايشان ازدياد اثم پس اين لام مانند لام (فالتقطه آل فرعون ليكون لهم عدوا و حزنا) باشد چه هم چنان كه فرعونيان اخذ موسى را سبب سرور و قرة عين خود ميدانستند لكن عاقبت آن منتهى بعداوت و حزن شد و بجهة آن در مقام (ليكون لهم سرورا و قرة عين عدوا و حزنا) واقع شد اينجا نيز چون كه اهل كفر و نفاق املا و امهال خود را سبب خوشحالى و مسرت خود ميديدند اما چون كه بسبب تمادى ايام در كفر و طغيان افزودند كه منتهى بعذاب اليم و عقاب جحيم است از اين جهت فرموده كه لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ و مر ايشانراست عذابى خوار كننده و رسوا سازنده و مانند اينست كلام منسوب بامير المؤمنين (ع)
قليل عمرنا فى دار دنيا* و مرجعنا الى بيت التراب* له ملك ينادى كل يوم* لدوا للموت و ابنوا للخراب*
و نميتواند بود كه لام لام اراده و غرض باشد زيرا كه قبيح است و قبح براى خداى تعالى روا نيست و ديگر آنكه اگر لام اراده باشد لازم آيد كه كفار مطيع او سبحانه بوده باشند در احداث ذنوب و مأثم و اين خلاف اجماعست و خلاف كريمه وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ و لا بد است كه آيه را تخصيص كنند بكسانى كه علم الهى تعلق گرفته باشد بآنكه بر صفت كفر بميرند و ابو القاسم بلخى در معنى آيه گفته كه بايد گمان نبرند كفار كه امهال ما ايشان را خير باشد ايشان را و سبب خشنودى ما بافعال ايشان بلكه شر است مر ايشان را زيرا كه مهلت ميدهيم ايشان را و ايشان اثم را در آن زياده ميكنند و بجهت آن مستحق عذاب اليم مىشوند و مانند اينست آيه وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ چه مراد از آن اينست كه ما آفريديم بسيارى از مردمان را و زود