تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٣٠ تا ٢٣٩
خدا بعلم قديم خود أَنَّكُمْ آنكه شما سَتَذْكُرُونَهُنَ زود باشد كه ياد كنيد آن زنان را و صبر نتوانيد كرد بر سكوت از رغبت در ايشان بجهت خوف آنكه مبادا كسى ديگر ايشان را بنكاح در آورد پس مباح گردانيد خطبه را براى شما و در اين نوعى از توبيخ است و يا معنى آنست كه حق تعالى ميداند كه شما ايشان را ياد خواهيد كرد در دل پس ذكر ايشان كنيد بزبان وَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا استدراكست از محذوف كه سَتَذْكُرُونَهُنَ دلالت ميكند بر آن و تقدير اينست كه (فاذكروهن و لكن لا تواعدوهن سرا) يعنى پس ياد ايشان كنيد و لكن وعده مدهيد ايشان را بعلمى كه آن را پنهان ميكنيد يعنى مباشرت مراد آنست كه بكثرت مجامعت وعده مدهيد يا مواعده مكنيد با ايشان چيزى كه مستهجن و قبيح باشد در شرع و از جمله آن اينكه زن بنكاح غير نرود و غير آن از امور غير مشروعه إِلَّا أَنْ تَقُولُوا مگر آنكه بگوئيد قَوْلًا مَعْرُوفاً سخنى نيكو برمز و اشاره نه بتصريح در عبارت مستثنى منه محذوفست اى (لا نواعدوهن مواعدة الا مواعدة معروفة او الا مواعدة بقول معروف) و گويند كه اين استثناى منقطع است از سرا و اين ضعيفست بجهت آنكه مؤدى باينست كه (لا تواعدوهن الا التعريض) و اين غير موعود است و در اين دليل است بر حرمت تصريح خطبه معتده و جواز تعريض آن اگر معتده بوفات باشد و در معتده بطلاق بائن خلاف است و اكثر بر جواز آنند وَ لا تَعْزِمُوا و قصد مكنيد عُقْدَةَ النِّكاحِ عقد نكاح ايشان را حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ تا برسد كتاب يعنى آنچه خدا نوشته و فرض كرده از عده أَجَلَهُ بغايت خود و مدت او منقضى گردد وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ و بدانيد آن كه خداى يَعْلَمُ ما فِي أَنْفُسِكُمْ مىداند آنچه در دلهاى شما است از عزم بر كارى كه جايز نيست فَاحْذَرُوهُ پس بترسيد و حذر كنيد از عقاب او و نزديكى مكنيد بعزم مذكور وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ و بدانيد كه خدا غَفُورٌ آمرزنده است آن را كه بترسد از عقوبت او در ترك عزم مذكور حَلِيمٌ بردبار است و بعذاب تعجيل نكند و در كنز آورده كه آيه متضمن چند حكم است اول دفع حرج در تعريض بخطبه مر معتدات را و مراد بتعريض اينجا كلاميست كه مفهوم شود از آن رغبت نمودن در نسا بدون تصريح كقولك (رب راغب فيك و انك لجميلة و ان اللَّه لسائر اليك خيرا) و مانند آن و نفى حرج در تعريض مستلزم ثبوت حرج است در تصريح بخطبه و اين مجمل است و تفصيل و تبيين آن از سنت شريفه معلوم شده پس مىگوييم كه در معتده رجعيه حرام است بر اجنبى كه