تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٢ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
بعضى آنست كه در آن حال كه ابن ابى با سيصد منافق از لشگر برگشتند و بجهت آن آثار توانى و جبن در بعضى اصحاب پيدا شد حضرت غمگين شده خواست كه بر ايشان نفرين كند اين آيه نزول اجلال يافت كه لَيْسَ لَكَ نيست مر تو را مِنَ الْأَمْرِ از اين كار كه نفرينست بر كفار شَيْءٌ چيزى يعنى زمان استيصال و استصلاح اينطايفه بدست تو نيست و بر تو همين انداز و مجاهده است با ايشان و حكمت در نهى نفرين علم او سبحانه بود بآنكه بعضى ايشان ايمان خواهند آورد يا اولادى كه از ايشان حاصل شود بشرف اسلام خواهند رسيد اين جمله معترضه است ميان قوله أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا و ميان قوله أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ يعنى خدا نصرت داد شما را بيكى از چهار چيز يا آنكه شكسته شود ركن دولت ايشان بقتل و اسر صناديد ايشان و يا بهزيمت روند از صلابت و شوكت لشگر اسلام يا توبه دهد ايشان را چون مسلمان شوند أَوْ يُعَذِّبَهُمْ يا عذاب كند ايشان را چون بر كفر خود مصر باشند در انوار گفته كه احتمال دارد كه أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ معطوف باشد بر امر يا شيء باضمار آن اى (ليس لك من امرهم او من التوبة او تعذيبهم شيء او ليس لك من امرهم شيء او التوبة عليهم او تعذيبهم) و يا آنكه او بمعنى الا ان باشد از قبيل (لالزمنك او تعطينى حقى اى ليس لك من امرهم شيء الا ان يتوب اللَّه عليهم فتسر به او يعذبهم فتسفى منهم) يعنى نيست تو را از كار ايشان چيزى باين معنى كه از تو كارى نمىگشايد مگر اينكه خدا توفيق توبه دهد ايشان را پس تو مسرور و خوشحال شوى باين و يا عذاب كند ايشان را پس آن موجب تشفى خواطر تو شود فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ پس بدرستى كه ايشان ستمكارانند كه وضع عبادت ميكنند در غير موضع آن و بجهت آن مستحق تعذيب مىشوند از مقاتل نقلست كه (ليس لك من الامر شيء) در حق اهل بئر معويه نازل شد و ايشان هفتاد مرد بودند از قراء صحابه و امير ايشان منذر بن عمرو بود حضرت رسالت (ص) ايشان را به بئر معويه فرستاد در ماه صفر سنة اربع من الهجرة بعد از آنكه از واقعه احد چهار ماه گذشته بود تا آن مردمان را تعليم قرآن كنند و احكام شريعت را بايشان تعليم كنند عامر بن طفيل بر ايشان تاخت و همه ايشان را بكشت چون اين خبر برسول (ص) رسيد بسيار غمگين شد حقتعالى فرمود كه لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ و اصح آن است كه نزول اين در اهل احد بوده زيرا كه اكثر علما بر اينند و سوق كلام مقتضى اين و چون حقتعالى نفى امر استيصال و استصلاح كفار نمود از پيغمبر (ص) در عقب آن بيان نمود كه همه امور مر او سبحانه راست و فرمود كه وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ و مر خدايراست آنچه در آسمانها است وَ ما فِي الْأَرْضِ و