تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٥ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
و در مصيبت ايشان بگريد كمتر باشد و چون انصار شنيدند كه حضرت فرمود حمزه درين شهر غريبست و گريندگان ندارد بخانههاى خود رفتند و زنان خود را گفتند اول بخانه عم رسول خدا (ص) رويد و بروى بگرئيد و بعد از آن بخانه خود آئيد و بر كشتگان خويش گريه كنيد زنان انصار بخانه حمزه آمدند و تا قريب نيمشب ميگريستند و سيد عالم (ص) بخواب رفته بود چون بيدار گشت و آواز گريه زنان از خانه حمزه شنيد پرسيد كه اين چه آواز است گفتند اين زنان انصارند كه بر عم تو ميگريند حضرت فرمود خدا از ايشان و اولاد ايشان خوشنود باد و بدانكه حق سبحانه بعد از اين بيان تذكير نعمت فتح و نصرت روز بدر ميكند تا اهل ايمان متذكر آن شده آن را مرهم جراحت و جيره شكستگى گردانند كه در غزوه احد بديشان رسيده بود و فرمود كه وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ و بدرستى كه نصرت داد خدا بتقويت قلوب شما و امداد ملائكه و القاى رعب در قلوب اعدا بِبَدْرٍ بموضعى كه آن را بدر گويند و آن ما بين مكه و مدينه است و تسميه آن باسم بدر بن كلده است كه صاحب آن بقعه بود وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ حال است از ضمير نصركم يعنى خدا نصرت داد شما را ببدر در حالتى كه شما ذليل و خوار بوديد در چشم دشمنان يعنى اندك مينموديد و ايشان حرب شما را بحسابى نميگرفتند بجهت ضعف حال شما و قلت مراكب و سلاح و ذكر اذله گه صيغه جمع قلت است بدون دلايل كه جمع كثرت است بجهت دلالت است بر قلت ايشان يعنى ايشان قليل العدو و قليل العدد بودند و از ابن عباس مرويست كه مهاجر در روز بدر هفتاد و هفت مرد بودند و از انصار دويست و سى و شش كه مجموع سيصد و سيزده تن بوده باشند و مشركان قريب بهزار كس بودند و صد اسب در ميان ايشان بود و در ميان مسلمانان هيچ كس اسب نداشتند مگر مقداد اسود و ديگران پياده بودند و سه شتر در ميان ايشان بود و در اكثر كتب مغازى مذكور است كه مشركان درين روز نهصد و پنجاه مرد جنگى بودند و هفتصد شتر در ميان ايشان بود و بيشتر ايشان سلاح داشتن دو لشگر اسلام سيصد و سيزده و بقولى سيصد و پنج نفر و اكثر ايشان بى سلاح و در ميان ايشان هفتاد شتر بود و دو اسب و شش زره و هفت شمشير و حق سبحانه خطاب بايشان كرده فرمود كه از كثرت اعدا انديشه مكنيد فَاتَّقُوا اللَّهَ پس بترسيد از خدا در ثبات و رسوخ در معركه جهاد و اگر چه مشركان زياده از ضعف شما باشند لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ شايد كه شكر گذارى كنيد يعنى باميد آنكه قيام نمائيد بشكر نعمت آنچه حق سبحانه بر شما انعام فرموده كه آن توفيق است و نصرت او سبحانه شما را يا معنى آنست كه شايد حقتعالى نعمت نصرت را بر شما انعام فرمايد پس بشكر