تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٧ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
به اسانيد صحيحه موثقه از پيغمبر (ص) روايت كرده كه آن حضرت فرمود
و الذى نفسى بيده يردون على الحوض ممن صحبنى اقوام حتى اذا رايتهم اختلجوا دونى فلا قولن اصيحابى اصيحابى فيقال لا تدرى ما احدثوا بعدك انهم ارتدوا على اعقابهم القهقرى
يعنى سوگند بخدايى كه نفس من بيد قدرت اوست كه هر آينه وارد شوند بر من در كنار حوض من بعضى از كسانى كه مصاحب منند چون ايشان را به بينم ايشان را از نزد من برانند من گويم اينها صحابگان منند مرا گويند تو نميدانى كه از پس تو چه چيزها احداث و ابداع كردند بدرستى كه ايشان برگشتند بر پاشنههاى پاى خود بطريق قهقرى يعنى مرتد شدند از دين ابو امامه باهلى گفته كه مراد از آن كسانى كه در آخرت روى ايشان سياه باشد خوارجند كما
روى عن النبى (ص) انهم يمرقون من الدين كما يمرق السهم من- الرميه
يعنى خوارج از دين بدر جهند هم چنان كه تير از كمان بيرون جهد كلبى از ابى صالح نقل كرده از ابن مسعود كه حضرت رسالت (ص) فرمود كه حقتعالى در روز قيامت هر معبودى را كه بدون او پرستيده باشند در موضعى نصب كند و هر كس بجانب معبود خود تازد و ذلك قوله ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ چون خسارت خود را ببينند اندوهگين شوند و روى ايشان سياه شود و همه ايشان را با معبودان خود بدوزخ برند پس مؤمنان و اهل كتاب بمانند پس براى اهل كتاب معبودى نصب كنند و او مؤمنان را ندا كند كه مرا سجده كنيد مؤمنان سجده حق تعالى كنند و جهودان و ترسايان سجده نتوانند كرد مؤمنان چون سر از جسده بردارند روى ايشان چون ماه چهارده بود و اهل كتاب چون در روى مؤمنان نگرند از حزن و اندوه آن روىهاى ايشان سياه گردد و گويند بار خدايا روهاى مشركان را سياه كردى بجهت شرك ايشان و ما مشرك نبودهايم چرا روىهاى ما را سياه كردى و ذلك قوله وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ و در مثل آمده كه دروغ گوى سياه رو ميباشد و هر گاه كسى بجهت آنكه دروغ بر مخلوقى بندد سياه روى باشد پس كسانى كه دروغ بر خداى بندند حال ايشان چگونه باشد و ذلك قوله تعالى وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ و همچنين هر كه تابع رؤساى ضلال شده باشد چون متبوعان خود را ببينند كه به عذاب گرفتار باشند از غايت حزن روى او سياه گردد و كسانى كه تابع ائمه هدى (ع) باشند چون رفعة و مزية مرتبه و علو درجه ايشان را ببينند از غايت فرح روى ايشان درخشان گردد و در جوار ايشان قرار گيرند كما قال وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ و اما آنان كه سفيد شود روى ايشان يعنى مؤمنان كه پيرو شرع خاتم الانبياءاند و تابع ائمه هدى فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ پس باشند در رحمت خدا يعنى بهشت و ثواب مخلد و تسميه جنت برحمت از قبيل تسميه محل است باسم حال و در مجمع گفته كه تعبير از جنت به رحمت جهت تنبيه است بر آنكه حقتعالى برحمت واسعه خود ثواب را زياده بر قدر عمل مؤمن تفضل