تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٦ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
كه وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا الايه زادان روايت كرده كه روزى در مسجد نزد امير المؤمنين (ع) رفتم رأس الجالوت سر احبار يهود بود و جاثليق را كه امام ترسايان بود بعنف تمام نزد آن حضرت آوردند حضرت روى برأس الجالوت كرد و فرمود
ويلك يا راس الجالوت
ميدانى كه يهودان بعد از موسى بچند فرقه شدند گفت نه در كتاب نكرم و بگويم فرمود
لعنك اللَّه من رئيس قوم اذا سئلت فى حلالهم و حرامهم قلت انظر فى كتاب و اقول ارايت ان احترق الكتاب او سرق
لعنة بر تو باد چه نوع رياست و پيشوايى قوم مىكنى كه هر گاه ايشان از مسئله حلال و حرام از تو پرسند تو گويى نظر در كتاب كنم و بگويم اگر آن كتاب سوخته شود يا آن را بدزدند تو چه خواهى كرد پس بجاثليق نگاه كرد و گفت ترسايان بر چند فرقه شدند گفت بر چهل و پنج فرمود دروغ مىگويى بخدا كه من تورية را به ازو ميدانم و انجيل را به از تو امت موسى هفتاد و يك فرقه شدند و هفتاد ايشان هالكند و يكى ناجى و اينها آنانند كه حقتعالى فرموده كه وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِ و امت عيسى از پس او هفتاد و دو فرقه شدند يكى از ايشان ناجيست و باقى هالك و آنها اينجماعتاند كه حق سبحانه در حق ايشان فرموده تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا و امة پيغمبر (ص) ما هفتاد و سه فرقه شوند يكى از ايشان رستگار باشند و آنهاى ديگر هالك و اينفرقه ناجيه آنهااند كه حقتعالى در شان ايشان فرموده وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ و هم شيعتى و ايشان شيعه منند و حديث مشهور متواتر
الحق مع على و على مع الحق يدور حيثما دار
مصدق اينست و مضمون حديث باين راجعست كه حق با على است و على با حقست دور مىكند حق و مىگردد با على هر جا كه على دور مىكند يعنى هر دو لازم ملزوم يكديگرند و از هم منفك نميشوند مرويست كه چون حضرت رسالة (ص) فرمود كه
ستفرق امتى على ثلاثة و سبعين فرقه منها ناجية و الباقى هالكة)
يعنى زود باشد كه امت من بر هفتاد و سه فرقه شوند يك فرقه از آن رستگار باشند و هفتاد و دو فرقه ديگر هالك و زيانكار وى را گفتند يا رسول اللَّه فرقه ناجيه كداماند فرمود اهل بيت من و اتباع ايشان و بعد از آن گفت
مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من نخلف عنها غرق
مثل و داستان اهل بيت من همچه مثل و داستان كشتى نوح است هر كه در آن نشست از غرق و هلاكت نجات يافت و هر كه تخلف كرد و ننشست غرق و هلاك شد يعنى هر كه متمسك باهل بيت من شود در طريق و روش ايشان رود در آخرت فايز باشد و بدرجه عليه عاليه جنان رسد و هر كه تمسك بايشان نجويد و بر مذهب و طريقه ايشان نرود در آخرت خاسر باشد و در دركات هالكه نيران گرفتار گردد حاصل كه حقتعالى ميفرمايد كه از دين حق متفرق مشويد وَ اذْكُرُوا و ياد كنيد نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ نعمتهاى خدا را كه بر شما لطف فرموده و از جمله آن