راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٤٣ - بيان طريق تقسيم اجزاى شب
لِتَسْكُنُوا فِيهِ«٥٨»، و جز اينها كه در مقام امتنان بيان شده است، و اگر هم اين گفته را صحيح بشماريم عمل تابعين حجّت نيست، بويژه بانفاقى كه در اكثر آنها وجود داشته است.
غزّالى مىگويد:
دوّم: اينكه نيمه شب به پاخيزد،
و شمار كسانى از پيشينيان كه بر اين امر مواظبت داشتهاند بىشمار است، و در آن بهترين راه اين است كه در ثلث اوّل شب و سدس آخر آن بخوابد تا قيام او در ميانه شب واقع شود و اين افضل است.
مىگويم: همان گونه كه مكرّر ذكر شده و دانستهايم خوابيدن آخر شب از نظر اهل بيت (ع) كراهت دارد، و چگونه چنين نباشد و حال آنكه خداوند استغفار كنندگان در سحرگاهان را ستوده است، و مورد اتفاق است كه سحر كمى پيش از طلوع فجر مىباشد، امّا مخالفان از امثال اين گونه خيرات محرومند.
غزّالى مىگويد:
سوّم: اينكه يك ثلث از شب را قيام كند،
در اين صورت بايد نصف اوّل و سدس آخر شب را بخوابد، و بطور كلّى خوابيدن آخر شب پسنديده است، زيرا خواب آلودگى بامداد را برطرف مىكند و پيشينيان از اين حالت كراهت داشتند، همچنين زردى چهره و شهرت به آن را تقليل مىدهد، چه اگر بيشتر شب را بيدار باشد و سحرگاهان بخوابد زردى رخسار و خواب آلودگى كم مىشود.
عايشه گفته است: «چون پيامبر در آخر شب نماز وتر را به جا مىآورد اگر نيازى به زنانش داشت به آنها نزديك مىشد و گرنه بر روى مصّلاى خود بر پهلو دراز مىكشيد تا بلال مىآمد و اذان نماز مىگفت.»«٥٩»
[٥٨] يونس / ٦٧: ... تا در آن آرامش بيابيد.
[٥٩]- صحيح مسلم، ج ٢، ص ١٦٧ نظير آن، صحيح بخاري، ج ٢، ص ٦٩، سنن نسائي، ج ٣، ص ٢٣٠، سنن بيهقي، ج ٣، ص ٧، و ص ٤٦، با اختلاف در الفاظ.