راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٩ - ٩- ترقّى
به نقل و مسموع و ترك استنباط و استقلال در فهم است و يا مراد چيز ديگرى است، و اين كه منظور آن باشد كه هيچ كس پيرامون قرآن جز طبق آنچه شنيده است سخن نگويد به علل زير قطعا باطل است:
١- اگر شرط است كه مسموع از پيامبر خدا (ص) و مستند به ايشان باشد، اين امر جز در بعضى از آيات قرآن ميسّر نيست و اگر مراد سخنانى باشد كه ابن عبّاس و ابن مسعود از پيش خود گفتهاند بايد اقوال آنها پذيرفته نشود و گفته شود كه تفسير به رأى است، زيرا آن را از پيامبر خدا (ص) نشنيدهاند و گفتههاى صحابه نيز از همين قرار است.
٢- صحابه و مفسّران در تفسير برخى آيات با يكديگر اختلاف نظر دارند و گفتههاى آنها در اين موارد به قدرى متفاوت و ناهماهنگ است كه جمع ميان آنها امكانپذير نيست و اين كه همه آنها گفتههايشان را از پيامبر خدا (ص) شنيده باشند امرى محال است و چنانچه يكى از آنان گفته خود را از آن حضرت شنيده است گفتههاى بقيّه را بايد ترك كرد. و بطور قطع و يقين روشن مىشود كه هر مفسرى به مقتضاى آنچه استنباط كرده آيات را معنا و تفسير كرده است تا آنجا كه در باره حروف مقطع اوايل سور هفت قول ذكر كردهاند مثلا گفته شده كه «الر» همان حروف «الرّحمان» است، و نيز گفتهاند كه «الف» به الله و «لام» به لطيف و «راء» به رحيم اشاره دارد، و چيزهاى ديگرى گفتهاند كه جمع ميان همه اينها غير ممكن است چه رسد به اين كه همه آنها را از پيامبر (ص) شنيده باشند.
٣- پيامبر خدا (ص) براى ابن عبّاس دعا كرد و فرمود: «بار الها! او را در دين فقيه گردان و تأويل را به او بياموز.»«١٢» اگر تأويل مانند تنزيل به مسموع منحصر باشد تخصيص آن به ابن عبّاس چه معنايى داردي
[١٢] صحيح بخاري، ج ٨، ص ٣٤، با لفظ : اللّهمّ عَلِّمهُ الحِکمَةَ، و در جاي ديگر: عَلِّمهُ الکِتابَ آمده و در استيعاب ضمن تذکره حال ابن عبّاس اَللّهمَ عَلِّمهُ الحِکمَةَ وَ تاويلَ القُرآنَ ذکر شده و سند آن صحيح شمرده شده است.