راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٥ - ٩- ترقّى
درك مىكنند و منظور آنها اين نبوده كه الفاظ بدين صورت نازل شده پس حذف در آنها صورت گرفته تا واقع را مخفى بدارند و نور حقّ را خاموش سازند. آنچه اين نظر را تأييد مىكند روايتى است كه كافى به سند خود از ابى جعفر امام باقر (ع) نقل كرده كه آن حضرت در نامه خود به سعد الخير«٧٥» نوشته است: «و از جمله موارد ترك كتاب خدا اين است كه آنان حروف آن را ادا و حدود آن را تحريف مىكنند. آنها آن را روايت مىكنند، ليكن رعايت نمىكنند، نادانها از رواياتى كه آنان در حفظ دارند به شگفت مىآيند، و عالمان از عدم رعايت آنها اندوهگين مىشوند.»
امّا مصحف ابى الحسن امام موسى بن جعفر (ع) كه آن را به ابن ابى نصر داده و او را از نظر كردن در آن منع كرده، و نيز نهى ابى عبد الله (ع) از مردى كه قرآن را بر غير طريقى كه مردم مىخواندند قرائت كرد احتمال دارد آن تفسيرى بوده است از سوى آنها بر قرآن طبق آنچه خداوند اراده كرده و نازل فرموده است نه اين كه اين زيادتيها عينا اجزاى الفاظى بوده است كه از سوى خداوند نازل گرديده است.
علىّ بن ابراهيم در تفسيرش به سند خود از ابى عبد الله (ع) روايت كرده است كه پيامبر خدا (ص) به على (ع) فرمود: «اى على قرآن در پشت بستر من در مصاحف و حرير و كاغذ است. آن را برداريد و گردآورى كنيد و آن را ضايع نكنيد چنان كه يهود تورات را ضايع كردند. پس على (ع) روانه شد و آن را در پارچه زردى گردآورى و آن را در خانه خود مهر كرد و فرمود: رداء بر تن نخواهم كرد تا آنگاه كه قرآن را جمعآورى كنم. راوى مىگويد: گاهى كسى به در خانه مىآمد تا او را ديدار كند و آن حضرت بدون رداء بيرون مىآمد و اين وضع ادامه داشت تا آن را گرد آورد. و گفت: «پيامبر (ص) فرموده است: اگر مردم قرآن را به همان گونه كه نازل شده است قرائت كنند حتّى دو نفر با هم اختلاف پيدا نخواهند كرد.»
شيخ صدوق ابو جعفر محمّد بن على بن بابويه قمى گفته است: اعتقاد ما اين است
[٧٥] کافي، ج ٨، ص ٥٣.