راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠٤ - باب سوّم در بيان روزه مستحبّ
كه انسان معناى روزه را بفهمد و بداند كه مقصود از آن تصفيه باطن و به كار گرفتن فكر براى خداست. انديشمندى كه به دقايق باطن توجّه دارد به احوال خود مىنگرد كه گاهى مداومت در روزه را مقتضى است و زمانى اقتضاى آن استمرار افطار است، و گاهى هم اقتضا دارد كه افطار را با روزه درآميزد. چون اين معنا را بداند و حدّ او در سلوك راه آخرت با مراقبت دل تحقّق يابد ديگر بر صلاحيّت قلب او بيمى نيست، و اين امر ترتيب مستمرّى را ايجاب نمىكند. از اين رو روايت شده است: «پيامبر (ص) به قدرى روزه مىگرفت كه گفته مىشد افطار نمىكند، و زمانى تا آن اندازه افطار مىكرد كه مىگفتند روزه نمىگيرد، و مىخوابيد به طورى كه مىگفتند برنمىخيزد، و شبها را بيدارى مىكشيد به قدرى كه گفته مىشد نمىخوابد.»«٤١» اين روش پيامبر خدا (ص) بر حسب حقايقى بود كه در پرتو نور نبوّت در باره حفظ حقوق اوقات بر آن حضرت مكشوف شده بود.
اين پايان كتاب اسرار روزه و مسائل مهمّ آن از المحجّة البيضاء في تهذيب الاحياء است و به خواست خداوند به دنبال آن كتاب اسرار حجّ و مسائل مهمّ آن خواهد بود.
و الحمد للّه اوّلا و آخرا.
[٤١] صدر اين حديث پيش از اين ذکر شده است.