راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٩ - باب سوم در باره گيرنده صدقه و اسباب استحقاق او و آداب گرفتن آن و بيان اسباب استحقاق
مىشود كه فرموده است: «دارنده هفتصد درهم اگر غير از آن چيزى نيابد مىتواند زكات بگيرد.» عرض شد: بردارنده هفتصد درهم زكات واجب استي فرمود: «زكات او صدقه بر عائله اوست، و او در صورتى مىتواند زكات بگيرد كه اگر بر هفتصد درهم تكيه كند در كمتر از يكسال تمام شود در اين صورت گرفتن زكات براى او جايز است ولى كسى كه داراى حرفهاى است و چيزى را كه زكات در آن واجب است در اختيار دارد گرفتن زكات برايش جايز نيست.»«١١» دسترسى به قاعدهاى در اين باب كه هم با اخبار و اقوال سازگار باشد و هم عقل و لغت و عرف آن را تأييد كند امرى خالى از اشكال نيست.
غزّالى مىگويد: كتاب به منزله لباس و اثاث خانه است زيرا انسان بدان نيازمند است، ليكن بايد در درك احتياج به كتاب احتياط كرد چه اين احتياج به خاطر سه چيز است كه عبارتند از: ياددادن، استفاده كردن و گشادگى خاطر.
امّا نياز به كتاب براى تفرّج و گشادگى خاطر معتبر نيست، مانند جمعآورى كتب اشعار و تواريخ و امثال آنها كه براى آخرت سودى ندارند و در دنيا فايده آنها منحصر به انس و تفرّج خاطر است. از اين رو اين گونه كتابها براى اداى كفّاره و زكات فطره بايد فروخته شود و داشتن آنها مانع اطلاق نام مسكين بر دارنده آنهاست.
در مورد نياز انسان به كتاب براى تعليم اگر به منظور كسب و تحصيل اجرت است مانند معلّم و مربّى و مدرّس، اين كتابها ابزار كار اوست و براى اداى فطريّه فروخته نمىشود و مانند آلات و ادوات خيّاطان و ديگر پيشهوران است و چنانچه براى قيام به اداى واجب كفايى تدريس مىكند نيز براى پرداخت فطريّه كتابها فروخته نمىشوند و نام مسكين از دارنده آنها سلب نمىشود، زيرا احتياج به آنها مهمّ است.
امّا نياز به كتاب به منظور استفاده از آن مانند نگهداشتن كتب پزشكى براى درمان خويش يا كتب وعظ براى مطالعه و اندرز گرفتن، اگر در شهر پزشك و واعظ وجود دارد
[١١] کافي، جلد ٣، ص ٥٦٠