راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠٤ - باب اول در انواع زكات و اسباب وجوب آنها
بيشتر متأخّران آنچه را در شهرهاى اسلامى پيدا شود و اثر اسلامى بر آن باشد گنج شمردهاند، ليكن اين رأى ضعيفى است. بنابر احاديث صحيح گنج مشروط است به اين كه مقدار آن به حدّ نصاب زكات برسد.«١٨»
٤- جواهرى كه با غوّاصى از دريا بيرون مىآورند از جمله غنايم است، مانند مرواريد، مرجان و عنبر. در اين كه نصاب در اين اشياء معتبر است و اندازه آن يك دينار يا بيست دينار مىباشد اشكال است. در الفقيه بطور مرسل دينار روايت شده است.«١٩»
٥- سود حاصل از تجارت، صنعت و كشاورزى بنابر مشهور از جمله غنايم است، و اين به دليل عموم «ما غنمتم» و نصوص فراوان بلكه متواترى است كه از اهل بيت (ع) رسيده است. در برخى از اين روايات است كه فرمودهاند: «... حتى خيّاط پيراهنى را با اجرت پنج دانق مىدوزد يك دانق آنها از آن ماست، مگر آن كه او از شيعيان ما باشد و ما براى آن كه اينان پاك زاده شوند آن را به آنان بخشيدهايم.»«٢٠» برخى از فقيهان ميراث، هبه، هديّه، عسل كوهى، ترنجبين صمغ و مانند آن را نيز بر آنها افزودهاند، ليكن دستهاى ديگر دادن خمس را در اينها حمل بر استحباب كردهاند. ظاهر گفتار برخى از پيشينيان ما دلالت دارد بر اين كه خمس در موارد مذكور بطور مطلق عفو شده است و از احاديث صحيحى كه روايات معارضى براى آنها نيست نيز همين بر مىآيد، مانند حديث صحيح حارث بن مغيره نصرى از ابى عبد الله (ع) كه گفته است: به آن حضرت عرض كردم: ما اموالى اعمّ از غلّه، تجارت و امثال اينها داريم، و مىدانم كه براى شما در اينها حقّى است فرمود: «ما خمس را بر شيعيان خود حلال نكرديم، مگر براى آن كه پاك زاده شوند و آنانى كه دوستدار پدرانم مىباشند حقّ ما نسبت به اموالى كه در اختيار دارند براى آنها حلال است، اين مطلب را حاضر به غايب ابلاغ كند.»»
[١٨] المقنعة مفيد، ص ٤٦.
[١٩]- الفقيه، ص ١٥٨، باب خمس، حديث نخست.
[٢٠]- تهذيب، ج ١، ص ٣٨٤.
[٢١]- تهذيب، ج ١، ص ٣٩١.