نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٥٣٩ - در علم بارى تعالى به ذاتش و به كل , و در اين كه او كل الكل است
قائل است عارض بر جوهر نيست بلكه طبيعت جوهر است و سرتاسر عالم طبيعت مشمول اين حكم است . و وجوه فرق اين دو حركت را در جزوه اى جداگانه نگاشتيم .
آنكه فارابى گفت : والترتيب يجمع الكثرة فى نظام والنظام وحدة ما كلامى بسيار رفيع است يعنى نظام وحدتى است كه كثرت بدان بوحدت بر مى گردد و خود نظام وحدتى است .
آنكه فارابى گفت : ثم يكسى المواد , مقصود اين است كه سلسله موجودات بترتب نزولى تا بعالم طبيعت ميرسد كه لباس ماده ميپوشد .
آنكه فارابى گفت : فهو كل الكل من حيث صفاته الخ , يعنى صفات او مشتمل بر كل است و ذاتش مشتمل بر آن صفات پس ذاتش كه مشتمل بر كل صفات است كل الكل است . و صفاتش از اين جهت مشتمل بر كل است كه گفته است كل كل متمثل فى قدرته و علمه .
بيان فص را بهمين اندازه خاتمه ميدهيم كه ورود در علم بارى بذاتش و بغيرش بلكه در توحيد ذات هم بنابر ظواهر بلكه نصوص كلمات مشاء چنانكه گفته ايم موارد ايراد و اشكال بسيار دارد اگر چه در احيالج معارف و تحقيق حقائق بسيار بسيار زحمت كشيده اند شكر الله الرحمن الرحيم مساعيهم الجميلة , و جزاهم عن العلم و أهله خير جزاء و غير معصوم از اشتباه و خطا معصوم و مصون نيست .
تا اينجا تفسير فص دوازدهم خاتمه مى يابد , و از فص بعد , تفسير فص سيزدهم رساله فصوص الحكم نيز بقلم خود فارابى است .