نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٥١٣ - در علم بارى تعالى به ماسوايش , و در اقسام قبل و بعد است
كه آن چيز وجود يافت پس خداوند اراده كرده است .
بيان : اين فص در علم بارى تعالى به ماسوايش , و در اقسام قبل و بعد است . در اين فص از علم حق سبحانه بذاتش كه سبب علم او به غيرش است , علم او را به ماسوايش اثبات مى كند . و در فص بعد علم واجب را به ذاتش . و سزاوار اين بود كه اين فص بعد از فص آتى ذكر شود كه علم بذات كه سبب است مقدم است بر علم به غير كه مسبب است . بدين سبب استظهار ميشود كه اين تقديم و تأخير از تصرفات نساخ باشد چنانكه در همين فصوص طبع بيروت ١٣٩٦ ه , در تقديم و تأخير فصوص اعمال سليقه و تصرفى نادرست شده است كه درست در مراد فصوص و ترتيب رساله فصوص و شرح فارابى بر آن , تأمل و دقت نشده است .
در علم واجب به غيرش , آراى مختلف است و رد و ايراد بسيار . اين كمترين گويد : در مباحث سالفه مبرهن شده است كه وجودى و موجودى جز حق سبحانه و مظاهر او نيست , و هر چه كه بر آن اسم سوى اطلاق و اعتبار مى شود از جهت انغمار معتبر در اعتبارات و امور اعتبارى , و غفلت وى از يك حقيقت و اطوار آن حقيقت است . و اين مطلب شريف عبارت أخراى وحدت شخصيه وجود است كه مرزوق متالهان راسخ در معارف حقه است هوالاول والاخر و الظاهر والباطن .
آن نيكبختى كه بدين رتبه عليا ارتقاء جست و از اين مأدبه الهيه متنعم شده است , مى داند كه هستى عين حيات و علم است كه الوجود حيوة تفور . و شئون اطوار آن حجاب نيست , و جميع عوالم وجود از حيطه هستى كه حيات و علم محض است بدر نيست و هر كجا اين سلطان است همه اسماء عليا و صفات حسنى در موكب همايون او هستند . لذا متن حقيقت هستى از مجرد و مادى , و از كلى و جزئى همه در نزد حقيقة الحقائق حاضرند , و حق سبحانه عالم به عين ذات خارجى آنهاست كه متن أعيان خارجى عين علم و معلوم است كه شهود عين وجود