نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤٨٥ - در اين كه موضوع پنهان كننده حقيقت جلى است
سر به آستانه بيت معمور و سقف مرفوع عرفان نهاده اند تا آرامش يافته اند . و كلمات هر يك را از كتب و رسائلشان در اثبات مقصود شاهد آورده است از آن جمله اند :
شيخ رئيس ابن سينا , فخر رازى , خواجه نصيرالدين طوسى , غزالى , افضل الدين خونجى , نصيرالدين كاشى , افضل الدين كاشى , صدرالحق تر كه اصفهانى , كمال الدين ميثم بحرانى , استادش على بن سليمان بحرانى , صائن الدين ابن تركه و عبدالرزاق قاسانى .
اين فقير الى الله تعالى گويد : اگر چه هيچ دانشى به پايه بزرگى و ارزشمندى علم عرفان نيست , و آن كس كه عرفان ندارد نه دنيا را دارد و نه آخرت را , ولكن چنان كه عارف به فيلسوف مى گويد حق تعالى را بايد با هر دو ديده نگريست كه نه تشبيه لازم آيد و نه تنزيه عين تشبيه , همچنين حق اين است كه معارف و علوم را بايد با هر دو چشم عقل و عرفان نگريست . زيرا كه بشر نمى تواند از منطق و برهان بى نياز باشد مگر اوحدى از انسانها كه داراى نفس مكتفى و مؤيد بروح قدسى اند .
كتاب احتجاج طبرسى و كتاب احتجاج بحار و ديگر جوامع روائى , بلكه خود قرآن كريم بر مبناى پيشرفت عقل و هشدارى بشر به احتجاج است كه به سه قسم برهان و خطابه و جدال احسن تقسيم مى گردد . و چه بسا مطالب حقه كه در كتب و رسائل راسخان در فن فلسفه مى يابيم كه با متن صريح معارف صحف عرفانى موافق و معاضد يكديگرند . و حق اين است كه قرآن و برهان از يكديگر جدائى ندارند . و عارف اگر بخواهد يكى از مطالب فلسفى را رد كند بالاخره بايد با دليل رد كند و دليل خود فلسفه است و مبانى و قواعد آن علم ميزان است .
ملاى رومى در مثنوى گفته است :
پاى استدلاليان چوبين بود *** پاى چوبين سخت بى تمكين بود