نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤٢٠ - در بيان حقيقت ملك , و تمثل او براى انسان , و در بيان وحى است
چو قاف قدرتش دم بر قلم زد *** هزاران نقش بر لوح عدم زد
و پوشيده نيست كه حيات حوت به آب است و كان عرشه على الماء .آن مداد را تعبير به نهر فرمود كه اين همه كثرات نورى را بايد بقدر نهر مداد باشد آنهم نهرى كه از برف سفيدتر و از انگبين شرينتر و قلم آن از شجره خلد . مداد و لوح و قلم همه نورند و در عين حال همه اسماء الله اند و خداوند باين اسماء سوگند ياد ميكند اسمايى كه بصورت حروف متصوف نمى باشند و به لفظ گفته نمى شوند و الوان و ابعاد و حدود از آنها منفى است . خلاصه از صفات جسم و جسمانيات منزهند , و اسماء حسنى و كلمات تامه اويند , و پوشيده آشكارند , و امام ميگويد ما كلمات تامه حق و اسماء حسناى الهى هستيم .
بزرگى اين نهر چه قدر است ؟ بايد ببينيم كلماتى كه بدين نهر بر الواح نوشته شده چه قدر است ؟ تا مگر آنگاه به عظمت نهر پى برد . حق سبحانه فرمود : و لوان ما فى الارض من شجرة اقلام و البحر يمده من بعده سبعة ابحر مانفدت كلمات الله ( لقمان ٢٨ ) .
و فرمود : قل لو كان البحر مدادا لكلمات ربى لنفدالبحر قبل أن تنفد كلمات ربى و لوجئنا بمثله مددا ( كهف ١١٠ ) تو صد حديث مفصل بخوان از اين مجمل .
و ديگر اين كه زمين بر پشت حوت است , ون هم به حوت تفسير شده است , و هم در حديث ديگر به سمكه . اصل لغت سمك بلندى از هر چيز است كه سقف خانه سمك است , و آسمان سمك . و سمك الله السماء بلند گردانيد خداى آسمان را . سمكه ن هم آسمانى است كه كواكب بيشمار موجودات بر اين آسمانند . و در عين حال اگر گوئى رق منشور است كه اين همه كلمات وجودى بر آن مسطور است , مقبول است .
شيخ صدوق رحمه الله در توحيد باسنادش از رسول الله صلى الله عليه