نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٣٠٧ - در بيان خواص روح قدسى است
و اشهد ان محمدا رسول الله .
الثانى : السفر من الحق الى الحق بالحق چون سفر اول بانتها رسيد سالك شروع بسفر ثانى مى كند و اين سفر از حق بسوى حق بحق است . و مقصود از بحق اين است كه سالك در سفر اول ولى گرديد و وجودش وجود حقانى شد لذا در سفر اول قيد بحق نبود كه فقط سفر من الخلق الى الحق بود ولى چون در سفر اول وجود حقانى كسب كرده است در اسفار ثلاثه بعد از آن مقيد بقيد حق شده است . در اين سفر سلوك از موقف ذات شروع ميشود بسوى كمالات واجبيه يكى پس از ديگرى تا اينكه جميع آن كمالات را مشاهده كند و همه اسما را بداند جز اسماء مستأثره در نزد حق را پس سالك در اين مقام ولى تام گردد و ذاتش و صفاتش و افعالش در ذات حق و صفاتش و افعالش فانى ميشود پس به حق ميشنود و به وى مى بيند و به وى ميرود و به وى ميگيرد و حمله مى كند .
از مقامات هفتگانه سالك كه مقام نفس , مقام قلب , مقام عقل , مقام روح , مقام سر , مقام خفى , و مقام اخفى است مقام سر فناء ذات سالك در ذات بارى و خفاء فناء صفات و افعال وى در صفات و افعال بارى و أخفى فناء فنائيت او است و بعبارت أخرى سر فناء در ذات است كه منتهاى سفر اول و مبدأ سفر ثانى است . و خفاء فناء در الوهيت است كه مقام اسماء و صفاتست لااله الا الله وحده وحده وحده . و أخفى فناء از آن دو فناء است پس دائره ء ولايت تمام ميگردد و سفر ثانى منتهى ميشود و فنايش منقطع ميگردد و شروع در سفر سوم مى كند .
الثالث : السفر من الحق الى الخلق بالحق . مقصود از بالحق همانست كه در سفر دوم گفته ايم سالك در اين سفر از اين موقوف كه من الحق است در مراتب افعال سلوك مى كند و محوش زائل مى شود و صحو تام برايش حاصل ميگردد و ببقاء الله باقى ميماند و در عوالم جبروت و ملكوت و ناسوت سفر مى كند و همه عوالم را به اعيان و لوازمشان مشاهده مى كند . و برايش حظى از نبوت حاصل ميگردد