نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤٥٢ - در رؤيت بارى تعالى است
شنب غازانى مذكور شارح فصوص فارابى در ابتداى اين فص گويد : لما كان مذهب اهل الحق و هم الاشاعرة انالله تعالى يجوز أن يرى فالشيخ اراد أن يبين ماهو مذهب اهل الحق . انتهى ملخصا .
ولى از آنچه كه در مذهب اشاعره دانسته شد بخوبى معلوم است كه حكيمى چون معلم ثانى قائل بگزاف در سلسله اثر و مؤثر و سبب و مسبب نيست . از ظاهر گفتار شنب غازانى پيدا است كه خود اشعرى است و ميخواهد اكبر فلاسفه , اسلام را اشعرى معرفى كند .
بعضى از مترجمين فصوص كه سرتاسر ترجمه وى به اقتضاء و اقتداى از شرح شنب غازانى است و بديعى ندارد , گويد( : مصنف با آنكه بايد طريق حكماء را تأييد كند بنابر مذاب اشاعره سخن گفت و رؤيت حق تعالى را جائز دانسته است و مى خواهد آن را ثابت كند) . با اينكه فارابى در فص چهاردهم و فص شصتم در اسباب و مسببات سخن راند , و در اين فص ادراك را مقدمه مطلب قرار داد , و از ادراك عبد و تجلى حق جل و على قائل به رؤيت شده است . رؤيتى را كه فارابى مى گويد با رؤيتى كه اشاعره مى پندارند , فقط اشتراك لفظى دارند .
معتزله در مقابل اشاعره , رؤيت را مطلقا انكار دارند . و اشاعره قائل برؤيت اند آن هم رؤيتى با ديدگان . ولى به منطق وحى و بيان اهل عصمت و طهارت , و مبناى رصين اهل برهان , و منهل رحيق ارباب عرفان , نه آنست و نه اين بلكه امر آخرى وراى آن دو است مانند جبر و تفويض و امر بين الامرين .
ديدنش با ديدگان محال است كه ابصار بدون احاطه صورت نپذيرد والله من ورائهم محيط , لاتدركه الابصار و هو يدرك الابصار
به بينندگان آفريننده را *** نبينى مرنجان دو بيننده را
( فردوسى )فى الكافى عن الصادق عليه السلام ( ج ١ معرب ص ٧٣ ) : يا ابن آدم