نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤١٦ - در بيان حقيقت ملك , و تمثل او براى انسان , و در بيان وحى است
در دفتر دل در وصف قرآن عينى و كتبى ثبت است كه :
بود قرآن كتبى آيت عين *** بود هر آيت او رايت عين
الف در عالم عينى الوف است *** بمانند الف ديگر حروف است
حروف كتبيش باشد سياهى *** حروف عينيش نور الهى
كه اينجا يوم فصل است و جدايى است *** و آنجا يوم جمع است و خدايى است
زمين بر پشت حوت است
و فرمود نون ملك يؤدى القلم , پس قلم از آن تعين گرفته است هم اينكه به قلم ميدهد و هم اينكه زمين بر پشت اوست . بدانكه جميع عالم جسمانى نسبت به ماوراى طبيعت ارض است بلكه هر مرتبه نازل وجود نسبت به ما فوق خود ارض است و ما فوق آن آسمان آن , نون حوت است كه زمين بر پشت او قرار گرفته است كه عالم جسمانى به روح مدبر آن كه عالم امر است بر قرار است و حوت در اضطراب بود چونكه حوت حيوة صرف است و ان الدار الاخرة لهى الحيوان لو كانوا يعلمون ( عنكبوت ٦٥ ) و حيات را قرار و سكون نيست , وحى چون لفظ حيوان و نزوان و نظائر آنها كه همه حروف آنها بر وفق معانى آنها متحرك اند در حركت است و هستى حى است بلكه يكپارچه حيات است كه در فوران و جوشش است . كل يوم هو فى شأن كه حق سبحانه در هر شب و روز سيصد و شصت بار در خلق نظر دارد و در هر بار شأن او لايعد و لايحصى است . مرحوم حكيم آقا على مدرس زنوزى چه خوب گفته است :
خاك چون عنقا و آدم اوج اوست *** فعل حق دريا و عالم موج اوست
در حضيض موج او بس او جهاست *** موجها دريا و دريا موجهاست