نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٣٣٦ - در اين كه تصرف حس در عالم خلق است , و تصرف عقل در عالم امر , و فوق خلق و امر از حس و عقل محجوب است
اين نكته بلند را كه در وى معانى بسيار پر فائده منطوى است صائن الدين على ابن تر كه در كتاب شريف تمهيد القواعد آورده است ( ص ٥٤ ط ١ ) .
خلاصه مطلب اين است كه تمايز و تعين دو چيز متقابل و جداى از يكديگر به بودن صفاتى و خصوصياتى در اين يكى است كه مقابل آن صفات در آن ديگر هم ثابت است كه هر يك از اين دو واجد صفاتى خاص است و بان صفات از يكديگر متمايزند در اين صورت گوييم آن دو تمايز تقابلى دارند و ظاهر است كه امارات تميز در اين قسم خارج از متعين است زيرا كه آنها نسبتهايى اند كه از امور متقابله پديد ميايند بمثل چون امارات تشخص زيد از عمرو كه هر يك متميز از ديگرى است بصفاتى كه دارا است .
اما تعين و تميز متميز محيط و شامل بمادونش چون تميز كل از آن حيث كه كل است به صفتى است كه براى كل است و از اسماء مستأثره او است و خارج و زائد از او نيست بلكه به وجود او متحقق و به عدم او منتفى است و چون هيچ جزء مفروض كل بدان حيث كه كل است منحاز از كل نيست زيرا كه كل نسبت بمادونش احديت جمع دارد لاجرم تمايز بين دو شى نيست بلكه يك حقيقت متعين بتعين شمولى است و نسبت حقيقة الحقائق متعين با ما سواى مفروض چنين است و اين معنى از سوره نسبت بخوبى مستفاد است كه چنان نفى را سريان داد كه نام و نشانى براى ما سوا نگذاشت تا سخن از دو وجود بميان آيد و اعتبارى بتمايز تقابلى داده شود خواه دو وجود صنفى كه از هر يك از لم يلد و لم يولد مستفاد است و خواه دو وجود نوعى كه از ولم يكن له كفوا احد .
در وجود صمدى حلول و اتحاد محال است
تبصره : چون معنى حق و خلق را يافته اى , دانسته اى كه حق مشهود است و خلق موهوم , يعنى عالم امر اعتبارى است و بر عارفان