نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٣٣١ - در اين كه تصرف حس در عالم خلق است , و تصرف عقل در عالم امر , و فوق خلق و امر از حس و عقل محجوب است
در فصوص گذشته حس را هم بر مشاعر ظاهر اطلاق كرد و هم بر مشاعر باطن كه قواى حسى دهگانه ظاهر و باطنند و عارف رومى نيز اطلاق حس بر قواى پنجگانه باطن كرده است چنانكه در اول دفتر دوم مثنوى گويد :
پنج حسى هست جز اين پنج حس *** آن چو زر سرخ و اين حسها چومس
اندر آن بازار كايشان ماهرند *** حس مس را چون حس زركى خرند
راه حس راه خرانست اى سوار *** اى خرانرا تو مزاحم شرم دار
گر بديدى حس حيوان شاه را *** پس بديدى گاو خر الله را
قواى حس اعم از ظاهر و باطن همانطور كه عالم شهادت انسانند با عالم شهادتند . و در محيط عالم خلق توانند تصرف كنند و موجودات ناسوتى را ادراك كنند ولى مرغ حس را آن بال و پر نيست كه بديدار مرسلات و مجردات پرواز كند و با ماوراى طبيعت همنشين گردد چه از مقام معلوم خود كه سير در ماديات و صيد محسوسات است نتواند بدر رود .
اما سيمرغ عقل كه طائر قدسى باغ ملكوت و عالم غيب انسان است ميتواند بسوى كشور پهناور بى انتهاى امر طيران كند , و در افق اعلاى آن آيات كبراى الهى را بنگرد لقد رأى من آيات ربه الكبرى ( والنجم ٢٠ ) پس ظاهرت با ظاهر و غيبت با غيب محشورند . و شهادت تو از غيب تو گسيخته نيست بلكه ظل آنست چنانكه شهادت عالم نسبت به غيب وى ان من شى الا عندنا تا خزائنه . و همه امور جسمانى و صور مادى مثالهاى عالم آخرتند كه عالم مفارقات است و عوالم متطابقند