نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٢٦٧ - در تعريف قواى خمس باطن است
حواس بواسطه ازواجى كه در اعصاب است ( شرح آن در فص قبل بگذشت ) متأدى ميشوند بمبادى آن اعصاب كه متصلند بروح مصبوب در بطن مقدم دماغ .
متأله سبزوارى در شرح حكمت منظومه فرمايد : الحس المشترك كحوض ينصب اليه الماء من انهار خمسة , او هو كملك و هى جواسيسه ( ص ٢٨٦ ) .
تشبيه جناب خواجه از آن رو است كه قواى خمس ظاهر از او سرچشمه ميگيرند و متشعب ميشوند تا هر يك بموضع خاص خود منتهى ميگردد . و تشبيه متأله سبزوارى از آن رواست كه آن قواى جواسيس و رساننده مدركات و شكارهاى خود بحسب مشترك هستند و از عمال و خدمه وى ميباشند پس هر دو تشبيه صحيح است هر يك بجهتى , آن نزولا و اين صعودا .
و نيز حس مشترك را به آئينه دور و تشبيه كرده اند كه يك رويش بسوى بيرون است و روى ديگرش بسوى درون , كه هم صور محسوسات خارج اين سويى در وى مرتسم ميشوند , و هم معانى آنسويى در قوالب صور محسوسه در وى متمثل ميگردند , و صور خياليه و تركيبات متخيله را در باطن ادراك مى كند .
مرحوم خواجه در كتاب شريف تجريد الاعتقاد سه دليل بر وجود حس مشترك آورده است , و فرمود : و من هذه القوى بنطاسيا الحاكمة بين المحسوسات , و لرؤية القطرة خطا و الشعلة دائرة , و المبرسم مالا تحقق له .
الحاكمة بين المحسوسات يك دليل است , و لرؤية القطرة خطا و الشعلة دائرة دليل ديگر , و المبرسم مالاتحقق له دليل ديگر . مبرسم مجرور است و معطوف بر قطره أى لرؤية المبرسم . و مالا تحقق له مفعول به رؤيت است .
بيان وجه اول اينكه : ما حكم ميكنيم به بعضى از محسوسات بر بعضى ديگر از آنها . مثلا حكم مى كنيم كه اين سفيد شيرين است و