روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤٩
دنيا و مىگفتند بيامرزيدند ما را و اگر به ايشان آيد مالى مانند آن فراگيرند آن را،نه فراگرفتند [١]بر ايشان عهد تورات را كه نگويند بر خدا مگر راستى و درس كنند آنچه در اوست و سراى بازپسين بهتر باشد آنان را كه بپرهيزند؟خرد نداريد شما؟ و آنان كه در آويختند به كتاب و نماز به پاى داشتند،ما ضايع نكنيم مزد نيكى كنان [٢].
قوله: وَ إِذْ قٰالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ ،اين تمامى قصّه اصحاب السّبت است.
حقتعالى گفت:ياد كن اى محمّد چون گفتند گروهى از ايشان،يعنى از اصحاب السّبت،چرا پند مىدهى قومى را كه خداى تعالى ايشان را هلاك خواهد كرد يا عذاب خواهد كرد ايشان را عذابى سخت!گفتند اين جماعت واعظان كه امربهمعروف و نهى منكر مىكردند كه مَعْذِرَةً إِلىٰ رَبِّكُمْ ،ما عذر برانگيخته باشيم به نزديك خداى تعالى با ايشان.و رفع او بر خبر مبتدا است [٣]محذوف،و التّقدير:
موعظتنا معذرة الى ربّهم.
حفص خواند عن عاصم[٢٠٨-پ]تنها:معذرة به نصب على انّه مفعول له،و از حقّ او آن است كه جواب«لم»را بشايد چنان كه گويى:ضربت زيدا،تو را [٤]گويند:لم ضربته؟گويى:تأديبا له،و تا باشد كه ايشان از اين معصيت بپرهيزند.
مفسّران خلاف كردند كه اين گروه كه اين گفتند كه: لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً ،ايشان نجات يافتند يا نه هلاك شدند!گروهى برآنند كه:هلاك شدند براى آنكه اين [بر] [٥]سبيل تهكّم گفتند و نهى كردند ناهيان را از نهى منكر و بر ايشان انكار
[١] .مج،وز:نهها گرفتند.
[٢] .مج،وز:نيك كنان،نيكوكنندگان.
[٣] .مج،وز:ابتدايى است.
[٤] .مج،وز:آن را.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.