روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٣ - ترجمه
بودند.قتاده گفت[شعيب را دو بار بفرستادند:يكبار به مدين و يكبار به اصحاب الأيكة.«أخاهم»،برادرشان را من جهة النّسب] [١]،شعيب را و هو شعيب بن يوبب في قول قتاده،و عطا گفت:هو شعيب بن يوبة بن مدين بن ابراهيم.محمّد بن اسحاق گفت:هو شعيب بن ميكيل بن يشجر بن مدين بن ابراهيم.محمّد بن اسحاق گفت:هو شعيب بن ميكيل بن يشجر بن مدين بن ابراهيم،و نام او به سريانى يثروب بود،و شعيب را خطيب الانبياء خواندند از فصاحت و نيكو [٢]سخنى كه او را بود،و بعضى اهل سير گفتند:شعيب نابينا بود، [١٧٢-ر] ازآنجا گفتند قوم او [٣]: وَ إِنّٰا لَنَرٰاكَ فِينٰا ضَعِيفاً [٤]،قيل:ضريرا.
و قوم او اصحاب الأيكة بودند،و أيكه درخت بسيار باشد به هم در شده [٥]چون بيشه،و قوم شعيب كافر بودند و از خصال زشت ايشان آن بود كه سنگ كم داشتندى [٦]و پيمانه كم داشتند،و آنچه دادندى كم دادندى،و خداى تعالى ايشان را رزقى و نعمتى فراخ داده بود.شعيب ايشان را گفت:اى [٧]قوم شرك رها كنى [٨]و خداى را پرستى و بدانى [٩]كه شما را خدايى و معبودى باستحقاق نيست جز او.
قَدْ جٰاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ ،بيّنتى به شما آمد از خداى تعالى و حجّتى،يعنى شعيب -عليه السّلام. فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزٰانَ ،آنچه مىپيمايى [١٠]تمام پيمايى [١١]،و ترازو راست دارى [١٢].و«ايفاء»تمام به دادن باشد،و«كيل»تقدير [١٣]چيزى به مكيال تا مقدارش پيدا شود،و«وزن»تقدير او باشد به ترازو تا كمّيّتش پيدا شود. وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْيٰاءَهُمْ ،و چيزى كه به مردمان دهى [١٤]به كيل و ترازو كم مدهى [١٥].و«بخس»
[١] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .وز،نيك،آج،لب:شيرين.
[٣] .آج،لب+را.
[٤] .سورۀ هود(١١)آيۀ ٩١.
[٥] .مج،وز،لت:درهم پخته شده كه به اساس مرجّح مىنمايد.
[٦] .مج،وز،مل،لت:داشتند.
[٧] .مج،وز:يا.
[٨] .مج،وز،مل،لت:رها كنيد.
[٩] .مج،وز،مل،آج،لب:پرستيد و بدانيد.
[١٠] .مج،وز،مل:پيماييد.
[١١] .اأف،آن:بپيماييد.
[١٢] .مج،وز،مل:داريد.
[١٣] .آج،لب،لت+هر.
[١٤] .مج،وز،آف:دهيد.
[١٥] .مج،وز،مل،آف:مدهيد.