روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥١ - ترجمه
گفت:وسوسه كرد ايشان را-يعنى آدم [١]و حوّا را.و«وسوسه»دعوت باشد به كارى [٢]به صورت خفى،و مثله:الهينمة،قال رؤبة [٣]:
وسوس يدعو مخلصا ربّ الفلق
سرّا و قد أوّن تأوين العقق
و قال الاعشى [٤]:
تسمع للحلى وسواسا إذا انصرفت
كما استعان بريح عشرق زجل
و مراد به شيطان ابليس است،براى آنش شيطان خواند كه او دور است از خير و رحمت،من شطن اذا بعد. لِيُبْدِيَ لَهُمٰا ،«ابداء»اظهار باشد،حقتعالى بازنمود كه:غرض ابليس در آن وسوسه چه بود تا ايشان را از لباس بهشت برهنه كند [٥]و عورت ايشان كه پوشيده بود به جامههاى بهشت پيدا گرداند [٦]،و«موازات»، ستر باشد و توارى اذا استتر و واريته سترته،و ضدّ«ابداء»اخفاء باشد،و ابداء و اظهار جعل الشّىء بحيث يصحّ ان يدرك باشد،چيزى را چنان كنى كه ادراك او توان كردن.و عورت را براى آن سوأة خوانند كه در ظهورش مساءة صاحبش باشد.
و در خبر چنين است كه:چون ايشان از آن درخت تناول كردند،بادى بر آمد و تاج از سر ايشان بربود،و بادى برآمد و حلّه از تن ايشان برون كرد [٧]،و عورت ايشان ظاهر شد [٨].آدم كه[آن] [٩]ديد برميد و گريختن گرفت،حقّ تعالى گفت:
يا آدم فرارا منّي ،از من مىگريزى؟گفت:
لا بل حياء منك ،نه بار خدايا بل شرم مىدارم از تو.آنگه ابليس وسوسۀ اين كرد كه خداى تعالى حكايت مىكند از او كه او گفت با سوگند كه بخورد كه [١٠]خداى شما را از اين درخت نهى
[١] .مل+را.
[٢] .مج،وز،مل:با كارى.
[٤] [٣] .مج،وز،مل+شعر.
[٥] .مل:كرد.
[٦] .مل:پيدا كند.
[٧] .مج،وز،مل:بيرون كرد.
[٨] .آج:ظاهر كرد.
[٩] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[١٠] .مج،وز:سوگند بخور كه،آج،لب:با سوگند كه بخوريد كه،مل:گفت تا سوگند بخورد كه.