روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٤ - ترجمه
مذاهب و مقالاتى كه اينان گفتند منسدّ [١]است هم از جهت عقل[١٢٤-ر]و هم از جهت سمع گفت بگوى اى محمّد:هلمّ؛بيارى [٢]،و«هلمّ»از اسماء افعال است يعنى [٣]اسمى است كه معنى او فعل باشد و هم لازم باشد و هم متعدّى،قال اللّه تعالى فى اللازم: وَ الْقٰائِلِينَ لِإِخْوٰانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنٰا [٤]،يعنى به ما آيى [٥]و در متعدّى گفت: هَلُمَّ شُهَدٰاءَكُمُ [٦]؛بيارى گواهانتان [٧]و در لغت اهل حجاز آن را تثنيه و جمع و تذكير و تأنيث يكى باشد يقول:هلمّ يا رجل و هلمّ يا رجلين [٨]و هلمّ يا رجال و هلمّ يا هذه و هلمّ يا مرأتان و هلمّ يا نسوة،و بر لغت تميمى تثنيه و جمع و تذكير و تأنيث كنند آن را فقالوا:هلمّ و هلمّا و هلموا و هلمّي و هلممن و لغت[قرآن] [٩]بر اوّل است؛بگو اى محمّد بيارى گواهاتان را [١٠]كه گواهى خواهند داد [١١]كه خداى اين چيزهاى به حرام كرد،و سيبويه گفت:اين دو كلمه است من«ها»و«لمّ»و ها تنبيه راست،و لمّ امر من لمّه اذا جمعه،يعنى انتبهوا و اجمعوا شهداءكم،و قول اعشى بر لغت اهل حجاز است:
و كان دعا قومه دعوة
هلمّ الى امركم قد صرم
و با«لام»نيز به كار دارند و يقال:هلمّ لك و هلمّ لكما و هلمّ لكم:اگر گويند چگونه گفت:گواهان بيارى [١٢]اگر گواه بيارند و گواهى بدهند گواهى شان مقبول نباشد در اين چه فايده باشد؟گوييم از اين دو جواب است:يكى آنكه اين بر سبيل تهكّم،گفت يعنى هركس بر اين گواهى ندهد و اگر دهد نه چنان دهد كه در او حجّتى باشد،دوم آنكه اگر گواهى دارى كه مقبول الشّهادة باشد بيارى [١٣]
[١] .مج،وز،لت:مفسد.
[١٣] [٢] .آج،لب،آف:بياريد.
[٣] .مج،وز،مل،لت:اعنى.
[٤] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ١٨.
[٥] .مج،وز:اتى.
[٦] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٥٠.
[٧] .مج،وز،لت+را.
[٨] .مج،وز،لت:لرجلين.
[٩] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[١٠] .اساس:گواهاتان،با توجّه به مج،تصحيح شد.
[١١] .مج،وز،مل،لت:خواهند دادند.
[١٢] .مل،آف:بياريد.