روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٠ - ترجمه
بر او مشتمل شود از بچّه؟ أَمْ كُنْتُمْ شُهَدٰاءَ ؛يا شما حاضر بودى چون خداى تعالى شما را اندرز كرد به اين جمله بر سبيل ردّ بر ايشان و تخطئه و تجهيل ايشان بگفت.آنگه گفت:كيست ظالمتر و ستمكارتر از آن كسى كه [١]مردمان را گمراه كند بىعلم ؟آنگه:خداى تعالى لطف نكند با چنين كافران بر كفر مصرّ،و نيز راه ننمايد ايشان را به بهشت و ثواب براى آنكه ايشان مستحقّ عقاب [٢]دائم باشند.
قوله: قُلْ لاٰ أَجِدُ فِي مٰا أُوحِيَ -الآية،آنگه رسول-عليه السّلام-را گفت:
بگو اين كافران را [٣]كه من نمىيابم در اين قرآن كه بر من وحى كردهاند و فرود آورده هيچ طعامى حرام بر كسى كه خورد الّا كه مردارى باشد،يعنى خداى تعالى در شرع من چيزى حرام نكرد از جملۀ طعام بر خورنده الّا مردار و براى آن مردار گفت اين جا و در سورۀ المائده منخنقة و موقوذة و متردّية و نطيحة گفت كه آن هر چهار داخل باشند در تحت اين دو جمله مردار باشد،جز كه طريق كشتن و تلف [٤]آن مختلف [٥]مىشود. أَوْ دَماً مَسْفُوحاً ؛يا خونى ريخته باشد يا گوشت خوك باشد كه آن پليد است.اين سهگانه برآن [٦]تخصيص كرد كه تحريم اين مؤكّدتر است،و بعضى دگر گفتند:اين چيزها به نصّ قران حرام است [٧]و آنچه جز اين است به وحى كه نه قرآن است.بعضى دگر گفتند:سورت مكّى است،در مكّه حرام هم اين [٨]بود باقى محرّمات را بيان به مدينه فرود آمد.و«ميته»عبارت باشد از تنى كه در او حيات نباشد برود از او بىآنكه او را بكشند به ذبح يا به نحر تذكيتى شرعى.و مسفوح مصبوب [٩]باشد ريخته،و براى آن قيد زد به مسفوح كه
[١] .ازآنكه.
[٢] .مج،وز،مل،لت:عذاب.
[٣] .مج،وز:اينان را.
[٤] .آج،لب+كردن.
[٥] .آج،لب:مختلفه.
[٦] .مج،وز،لت:براى آن.
[٧] .مل:حرامند.
[٨] .آج،لب:همين؛آن:هم حرام اين.
[٩] .آج،لب:منصوب.