روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣٦ - ترجمه
عهدهاى گران كه در] [١]گردن ايشان بود و آن را تشبيه كرد به اغلال كه بر گردن نهند،و آن بر گردن بار گران باشد و محيط باشد به گردن چنان كه شاعر گفت [٢]:
و لست [٣]كعهد الدّار يا امّ مالك
و لكن أحاطت بالرّقاب السّلاسل
و عاد الفتى كالكهل ليس بقائل
سوى العدل شيئا فاستراح العواذل
اين بيتها مردى مىگويد كه او را با زنى عهدى بود پيش از مسلمانى،چون مرد مسلمان شد و بندهاى شرعى و اوامر و نواهى بشناخت،او را مىگويد:آن عهد كه ما در آن سراى كرديم بر جاى نيست اى امّ مالك،و لكن سلسلهها به گردن ما محيط شد،يعنى اوامر و نواهى شرع[و]آن را سلاسل مىخواند بر تشبيه لإحاطته بالرّقاب.
فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ ،آنان كه ايمان آوردند به او،يعنى به رسول-عليه السّلام-و او را تعزير [٤]و توقير كردند و حرمت داشتند و نصر كردند و متابعت كردند آن نور را كه با او فرود آمد،يعنى قرآن على احد القولين.
و قولى دگر آنكه گفتيم [٥].و روا باشد كه اين الفاظ اگرچه ماضى است، مراد مستقبل باشد تا معنى اين بود كه آنان كه به او ايمان آرند [٦]و او را حرمت دارند و نصرت كنند و متابعت قرآن و امام كنند. أُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ،ايشان رستگاران و ظفريافتگان باشند و دست بردگان به ثواب خداى تعالى.فلاح [فوز] [٧]و ظفر باشد و فلاح نيز بقا باشد.
آنگه رسول را گفت يا محمّد بگو كه: إِنِّي رَسُولُ اللّٰهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً ،من به
[٧] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .مج،وز+شعر.
[٣] .مج،وز،لت:و ليست،تفسير قرطبىّ(٣٠١/٧):فليس.
[٤] .اساس،مج،وز،مل،لت:تعزير،با توجّه به آج،لب تصحيح شد.
[٥] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٣٠٧/٥)+أعنى علىّ بن ابى طالب امير المؤمنين- عليه السّلام.
[٦] .اساس:آوردند،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.