روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢١ - ترجمه
آسمان،و هر هفتاد را بسوخت.مجاهد گفت:ايشان را براى تمام وعده اختيار كرد.
وهب گفت:جماعتى از بنى اسرائيل گفتند ما را باور نيست كه خداى با تو بىواسطه سخن مىگويد،و اگر چنين بودى همانا تو بنماندى زنده كه هيچ آدمى طاقت ندارد كه كلام او بشنود.و اگر چنين است،ما را با خود ببر تا ما بشنويم كه خداى با تو سخن گويد.موسى-عليه السّلام-اين هفتاد مرد را برگزيد تا كلام خداى بشنوند.چون بشنيدند [١]گفتند:ما چه ايمن باشيم كه اين كلام خداست يا كلام شيطان،ما تو را باور نداريم تا خداى را معاينه نبينيم [٢].
آتشى بيامد و همه را بسوخت.كلبى گفت:هفتاد پير بودند.أبو سعيد[٢٠١-پ] الرّقاشىّ گفت:چهلساله بودند هريكى از ايشان.
بعضى دگر گفتند:خداى تعالى گفت از هر سبطى شش كس را برگزين.
چون اختيار كرد هفتاد و دو مرد بر آمدند به عدد.موسى-عليه السّلام-گفت:
هفتاد مىبايد،دو بنشينى [٣].مشاحّت كردند و هركسى گفت:ما از آن نباشيم كه بنشينيم،تا موسى گفت:هركه بيايد [٤]به فرمان من و هركه بنشيند به فرمان من بنشيند،او را ثواب باشد [٥]بيش ازآنكه آن را كه بيايد.يوشع بن نون و كالب بن يوفنا گفتند:ما بنشستيم،باقى برفتند و آن محال بگفتند و به حقّ خود برسيدند.
فَلَمّٰا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ ،«رجفه»زمينلرزه [٦]باشد،چون بگرفت ايشان را رجفه.محمّد بن اسحاق و سدّى گفتند:سبب اين بود كه موسى در حجاب شد و ايشان را ابرى بيامد و بپوشيد و خداى تعالى با موسى به سخن گفتن آمد از امرونهى و وعظ و زجر و ايشان مىشنيدند.چو [٧]موسى-عليه السّلام-بيرون آمد، گفت:چگونه شنودى [٨]كلام خداى؟گفتند:ما تو را باور نداريم تا خداى را نبينيم،
[١] .آج،لب:بشنودند.
[٢] .مل،آف:ببينيم.
[٣] .مج،وز،آج،لب،آف:بنشينيد.
[٤] .مج،وز:نيايد.
[٥] .مج،وز:نيايد به فرمان من و بنشيند او را ثواب باشد.
[٦] .مج،مل،لت:لرزه.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:چون.
[٨] .مل،آج،لب،آف،آن:شنوديد.