روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٠ - ترجمه
در دنيا و آخرت،يا صرف كنم ايشان را از ثواب آنان كه در آيت تأمّل و نظر كرده باشند،و اين طريقه على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه باشد.اين وجهى است در تأويل آيت.
وجهى دگر آنكه:يعنى حكم كنم به انصراف ايشان چون منصرف [١]شوند،چون ايشان برگردند من بازگويم و آشكارا[١٩٦-پ]كنم كه ايشان برگشتند،چنان كه گفت:ثمّ انصرفوا صرف اللّه قلوبهم [٢].
وجه سديگر آن است كه:منع كنم ايشان را از آياتى كه من فرستادم در تورات و انجيل و قرآن تا افساد آن نكنند و تغيير و تبديل نكنند،نبينى كه اين آيت عقيب [٣]آن گفت كه در پيش گفته بود: وَ كَتَبْنٰا لَهُ فِي الْأَلْوٰاحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ .
وجه چهارم آن است كه:آيات و معجزات و دلالات [٤]و حجج بازنمايم ايشان از آن برگرداند،چنان كه يكى از ما گويد: [٥]من فلان را متحيّر كنم [٦]،يعنى از او سؤال كنم كه نداند و متحيّر ماند،و فلان را بخيل بكنم يعنى از او چيزى بخواهم تا ندهد بخيل باشد،و فلان را قطع كنم در مناظره يعنى سخنى گويم كه عند آن منقطع شود.
وجه [٧]پنجم آن است كه:چون ايشان تمرّد كردند و عصيان نمودند بعد قيام الحجّة عليهم و ظهور الحقّ لهم،و حاضر آمدند و لفظ گفتندى تا مردم را منع كنند از سماع قرآن به انشاد شعر و ذكر سمر،چنان كه خداى تعالى از ايشان حكايت كرد: وَ قٰالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لاٰ تَسْمَعُوا لِهٰذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ [٨]،خداى تعالى ايشان را منع كرد از حضور،آنگه منع ايشان را از حضور صرف عن الآيات خواند
[١] .آج،لب:متصرّف.
[٢] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١٢٧.
[٣] .اساس:عقب،با توجّه به مج،مل تصحيح شد.
[٤] .مج،وز،مل،لت:دلايل.
[٥] .اساس:گويند،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٦] .مل:گردانم.
[٧] .مج،وز،مل،لت:و وجه.
[٨] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٢٦.