روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤ - ترجمه
بسيار مجتمع را.گفت:اگر چنان كه ايشان خواستند از هر جنسى و صنفى جماعتى بسيار را زنده كنيم. وَ مٰا كٰانُوا لِيُؤْمِنُوا ،هم ايمان نيارند.
ابن عامر و نافع و ابو جعفر خواندند:قبلا به كسر«قاف»و فتح«با» و باقى قرّاء به ضمّ«قاف»و«با».ابو زيد گفت:معنى آن است كه مقابلة،روى با روى و معاينه،يقال:لقيت فلانا قبلا و قبلا و قبلا اى مقابلة و مواجهة،همه به يك معنى باشد و اين قول شامل [١]است هر دو قرائت را.و ابو عبيده گفت:قبلا، اى مقابلة و معاينة،بر قرائت ابن عامر و نافع.فامّا بر قرائت باقى قرّاء كه به ضم خوانند [٢]گفت سه قول گفتهاند:يكى آن است كه عبد اللّه عبّاس و قتاده و ابن زيد گفتند معنى آن است كه مقابله[به] [٣]معنى قرائت اوّل [٤].قول دوم مجاهد گفت معنى آن است كه گروه گروه و جماعت[جماعت] [٥].بر اين قول جمع قبيل باشد و قبيل جمع قبيله،كسفينه و سفين[و سفن] [٦]جمع جمع باشد قول سيّم [٧]فرّاء گفت:معنى قبيل كفيل و پايندان باشد و قبل جمع او باشد كرغيف و رغف، لقوله تعالى: أَوْ تَأْتِيَ بِاللّٰهِ وَ الْمَلاٰئِكَةِ قَبِيلاً ،اى كفيلا ضامنا.ابو على فارسى گفت:
اين وجه ضعيف است،براى آنكه چون به حشر و احيا ايمان نيارند كه معجزى باهر باشد،به كفالت و ضمان كه معجز خارق عادت نباشد هم ايمان نيارند و اين بس طعنى نيست براى آنكه روا باشد كه معجز حشر باشد و كفالت بر سرى بيانى دگر باشد چنان كه شرح داديم في قوله تعالى: وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتىٰ ،[/١٠٥ر] و قوله: مٰا كٰانُوا لِيُؤْمِنُوا ،اين«لام»مؤكّد نفي است تا قطع طمع رسول-عليه السلام- كند از ايمان ايشان،چنان كه يكى از ما گويد:ما كنت لافعل كذا،من از آن [٨]نباشم كه اين كنم،و قوله: إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ ،الّا آنكه خداى خواهد.حسن بصرى گفت:الّا كه خداى خواهد كه ايشان را بر ايمان جبر كند به آنكه ايشان را از
[١] .مج:متأمّل.
[٢] .مج،وز،مل،آف،لت:خواندند.
[٦] [٥] [٣] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٤] .آن+باشد.
[٧] .مج،وز:سهام،مل،آف:سيوم.
[٨] .مل:از آنان.