روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٩ - ترجمه
مرا تا بنگرم به تو.گفت:نبينى مرا،و لكن درنگر به كوه [١]،اگر بايستد [٢]به جاى خود پس بينى مرا.چون ظاهر شد نور خدا كوه را بكرد آن را پاره پاره و بيفتاد [٣]موسى بىهوش.چون با هوش آمد [٤]،گفت:منزّهى تو توبه كردم به تو [٥]و من نخستين مؤمنانم.
گفت اى موسى!من برگزيدم تو را بر مردمان به پيغامهاى من و به سخن من،بگير آنچه دادم تو را و باش از جملۀ شاكران.
و بنوشتيم براى او در لوحها از هر چيزى پندى و جدا كردنى هر چيزى را،بگير آن را به نيرو و بفرماى قومت را تا فراگيرند به نيكوترين آن،بازنماييم شما را سراى فاسقان.
برگردانم [٦]از آيتهاى خود آنان را كه تكبّر كنند در زمين به ناحق،و اگر ببينند هر آيتى ايمان نيارند به آن، و اگر ببينند ره راست،نگيرند آن را راه.و اگر ببينند ره نادانى،گيرند آن راهى.
اين به آن است كه اينان به دروغ مىدارند [٧]آيات ما را،و بودند از آن غافلان.
و آنان كه به دروغ دارند [٨]آيات ما را و آمدن با سراى بازپسين،باطل شد عملهاى ايشان پاداشت كنند ايشان را الّا آنچه كرده باشند؟
[١] .مج،وز،لت:در كوه،آج،لب+سوى كوه.
[٢] .مج،وز،باستد.
[٣] .مج،وز:لت:بيوفتاد.
[٤] .آج،لب:بهوش بازآمد.
[٥] .مج،وز،لت:با تو.
[٦] .اساس به صورت:«برگردانيم»هم خوانده مىشود.
[٨] [٧] .مج،وز:دروغ داشته.