روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣ - ترجمه
و به فتح،مصدر باشد و به كسر اسم،و مصدر بليغتر باشد از اسم و مثله قولهم:
رجل دنف و دنف و فرق و فرق،و قولهم:رجل عدل و فطر و رضى و صوم و امثال اين.و ابن كثير خواند:كانّما يصعد،به تخفيف من صعد،يصعد،صعودا و باقى يصّعّد به تشديد«فاء»و«عين فعل»و الاصل:يتصعّد،آنگه«تاء»تفعّل با «صاد»كردند براى مناسبت[١١٢-ر]«صاد»فاء الفعل آنگه«صاد»را در«صاد» ادغام كردند و ادغام ممكن نبود تا اسكان«صاد»نكردند و چون«صاد»را اسكان كردند همزۀ وصل بايست،گفتند:اصعّد يصّعّد و اصل يصّعّد [١]كما بيّنا يتصعّد.و ابو بكر خواند و روايت كرد:كانّما يصّاعد به«الف»و اصل او يتصاعد بوده است و مثله قوله [٢]:اطّيّرنا [٣]و اثّاقلتم [٤].امّا معنى آن است كه خداى تعالى تشبيه كرد اين كافران را به كسى كه بر آسمان شود از صعوبت و مشقّت آن كار بر ايشان من قوله تعالى: سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً [٥]،اى ساغشيه عذابا شاقّا و يقال:كلّفنى صعودا باهظا اذا كلّفه عملا شاقّا،و منه قول [٦]عمر [٧]:ما تصعّدني شىء ما تصعّدني خطبة النّكاح اى ما شقّ علىّ شىء كمشقّتها،او را تشبيه كرد به آنكس كه او را فرمايند كه بر آسمان شو [٨]امّا به آلت در باب مشقّت و صعود [٩]و إمّا بىآلت در باب تعذّر و استحاله بر توسّع به معنى نفى وجود و قطع طمع. كَذٰلِكَ يَجْعَلُ اللّٰهُ الرِّجْسَ ،اى العقاب؛ هم چنين كند خداى تعالى عقاب [١٠]بر آنان كه ايمان نيارند.گفتند:وجه تشبيه آن است كه چنان كه در دل ايشان ضيق و حرج كرد بر تن اينان عذاب ابد نهد.
مجاهد گفت:رجس هر چيزى باشد كه در او خير نبود و براى اين شيطان را رجس خواند.و رجس پليدى باشد و نيز پليد باشد و شايد كه در آيت تفسير
[١] .اساس:تصعّد،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٢] .مل+تعالى.
[٣] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٤٧.
[٤] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٣٨.
[٥] .سورۀ المدّثّر(٧٤)آيۀ ١٧.
[٦] .آج،لب:قوله.
[٧] .اساس+رضى اللّه عنه.
[٨] .مل:رو؛بم:شود.
[٩] .مج،وز،لت:صعوبت.
[١٠] .آج،لب:ندارد.