روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٩ - ترجمه
آنگه گفت: أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرىٰ ،ايمن شدند اهل اين شهرها كه عذاب ما با ايشان آيد [١]و ايشان خفته؟و«بيات»شبيخون باشد به عرف[١٧٥-پ]،و «بيات»و«بيتوته»كارى سگاليدن باشد به شب. وَ هُمْ نٰائِمُونَ ،و ايشان خفته باشند [٢].«واو»حال[ر] [٣]است،و«بياتا»در جاى«ليلا»نهاده است.
أَ وَ أَمِنَ ،«الف»در هر دو جاى استفهام است و مراد تقريع،و«واو»عطف است بر قرائت آنكه«واو»مفتوح خواند.اهل مدينه و ابن عامر خواندند:به سكون«واو»،چنان كه«أو»باشد بمعنى حرف الشكّ،يا [٤]ايمن شدهاند اهل اين شهرها كه عذاب ما به ايشان آيد و به [٥]چاشتگاه،و محلّ او نصب بود بر ظرف به معنى [٦]ضحى. وَ هُمْ يَلْعَبُونَ ،و ايشان بازى مىكنند،و«واو»هم حال راست.
و اصل«بأس»و«بؤس»،شدّت باشد،و در آيت مراد عذاب است.
امّا«نوم»حدّ او سهوى[بود] [٧]كه به حيوان رسد با [٨]فتور اعضاء بىعلّتى.
رمّاني گفت:حدّ خواب سهوى باشد كه دل را و چشم را بپوشد و حسن ضعيف بكند و منافات علم كند،يقال:نام الرّجل نوما فهو نائم و الجمع نيام،و رجل نومة كثير النّوم.و مراد به شهرها،شهرهاست كه [٩]اهل آن اصرار كرده باشند بر كفر و اقامت بر معصيت.و اصل«ضحى»من ضحا [١٠]يضحو ضحوا اذا ظهر باشد،و مورد آيت مورد امر است به حزم و انتباه و ترك غفلت آنكه ايمن نباشند از عذاب خداى تعالى نه به شب و نه به روز.
آنگه گفت: أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللّٰهِ ،ايشان از مكر خداى ايمن شدهاند؟و مكر خداى عذاب خداى باشد،جز آن است كه هر عذابى را مكر نخوانند مگر آن
[١] .آج،لب:آمد.
[٢] .مل:ايشان خفتگان.
[٧] [٣] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٤] .مج،وز:تا،چاپ شعرانى(٢٣١/٥):آيا.
[٥] .مج،وز،مل،آج،لب:ندارد.
[٦] .مج،وز،مل،لت:ظرف اعنى.
[٨] .اساس:يا،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٩] .مل،آف،آن:شهرهايى است.
[١٠] .اساس:ضحى،با توجه به مج،وز تصحيح شد.