روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٩ - ترجمه
حلق و آن آن بود كه ايشان در كوه [١]خانهها از سنگ بكندندى،و كوشك را براى آن قصر خوانند كه مقصور بود بر حدودى كه او را بود،و القصر الحبس و هذا قصر الامير و قصيراه و قصاراه أى غايته و اقصر عن كذا إذا كفّ[١٦٦-پ]و امتنع منه،و قصر الشّىء خلاف طال لأنّه كالمقصور على ذلك القدر،و قصّر فى الامر إذا افرط فيه تقصيرا كأنّه قصّر يده عنه. [٢]فَاذْكُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ ،ياد كنى [٣]نعمتهاى خداى كه بر شما كرد. وَ لاٰ تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ،و در زمين فساد مكنى [٤].و العيث و العثوّ أشد الفساد،يقال:عثى يعثى عثوّا،و عاث يعيث عيثا و هو من المقلوب.و«مفسدين»در جاى حال است.
قٰالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ،گفتند آن گروه سادات و اشراف قوم او كه متكبّران و مستكبران بودند آنان را كه ضعفاى قوم بودند از جملۀ مؤمنان، و قوله: لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ ،بدل بعض است از كل،براى آنكه همه مستضعفان مؤمن نبودند،و مثله قولهم:مررت بالقوم ثلثيهم،ايشان را گفتند بر سبيل استنطاق:
أَ تَعْلَمُونَ ،مىدانى [٥]شما كه صالح پيغامبر خداست و فرستاده و گماشته است از قبل او؟و اين مؤمنان مستضعف گفتندى كه:ما ايمان داريم به او و به آنچه او را به آن فرستادند،و براى آنكه پنداشتندى كه [٦]اينان مؤمناند و از سر حقيقت مىگويند.
اين مستكبران و كافران گفتندى:ما به آنچه شما ايمان دارى [٧]كافريم.
فَعَقَرُوا النّٰاقَةَ ،اين مستكبران [٨]كافران شتر را پى كردند،و اصل«عقر»جراحتى باشد كه بر اصل نفس آيد،و هو من عقر الحوض و عقره،قال الشّاعر [٩]:
بازاء الحوض أو عقره
.
[١] .مج،وز،مل:بر كوهها.
[٢] .مل+قوله.
[٣] .مج،وز،مل:ياد كنيد.
[٤] .مج،وز،مل:مكنيد.
[٥] .مج،وز،مل:مىدانيد.
[٦] .مج،وز،مل:پنداشتى كه.
[٧] .مج،وز،مل:داريد.
[٨] .مل+و.
[٩] .مج،وز،مل شعر.