روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥١ - ترجمه
خدايى نيست. أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ ،از وى نمىترسى [١].و هود بر حقيقت برادر ايشان نبود، نه از مادر و نه از پدر،إنما از قبيلۀ ايشان بود،قربت نسبت داشت،خداى تعالى به هم نسبى او را برادر ايشان خواند،و برادر دين نبود باتّفاق،و على هذا حمل
قول اميرالمؤمنين [٢]-عليه السّلام-في اهل الجمل و صفّين و نهروان: اخواننا بغوا علينا، يعني اخواننا فى النّسب.
قٰالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ،گفتند آن رؤسا و اشراف قوم او از كافران:
ما تو را در سفاهت مىبينيم،و سفاهت خفّت حلم باشد.و ثوب سفيه اذا كان رقيقا خفيفا مؤرّج گفت:«سفه»جنون باشد به لغت حمير،يعنى ما تو را سفيه و سبكسار مىبينيم و تو را از جملۀ دروغزنان مىپنداريم.حسن بصرى گفت:
«ظنّ»در آيت بر حقيقت خود است براى آنكه ايشان را علمى نبود به صدق و كذب او،و اين قول بهتر است از قول آنكس كه گفت:«ظنّ»به معنى علم است.
هود-عليه السّلام-جواب داد،گفت: يٰا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفٰاهَةٌ ،مرا سفاهتى نيست و خفّت حلمى،و لكن من رسولم از خداى جهانيان به شما.
أُبَلِّغُكُمْ رِسٰالاٰتِ رَبِّي ،پيغامهاى [٣]خداى تعالى به شما مىرسانم و مىگزارم [٤]و من شما را نصيحتكنندهام امين و استوار بر اداى رسالت.كلبى گفت معنى آن است كه:من پيش از اين در ميان شما امين و استوار بودم،چون از خداى تعالى به رسالت بيامدم نا [٥]امين گشتم! أَ وَ عَجِبْتُمْ ،همزه استفهام راست [٦]و«واو»عطف را [٧]و معنى تقريع و ملامت،گفت[١٦٣-ر]:عجب مىدارى [٨]كه مردى از شما به شما آيد با ذكرى
[١] .وز،مل،آج،لب:نمىترسيد.
[٢] .آف،آن:اميرالمؤمنين على.
[٣] .آج،لب:پيغام.
[٤] .وز،مل،آج،لب،لت،آن:مىگذارم.
[٥] .مل،لب،بم،لت،آن:تا.
[٦] .اساس:است،با توجه به وز،مل تصحيح شد.
[٧] .آج:عطف است.
[٨] .وز،آج،لب،آف:مىداريد.