روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٠ - ترجمه
نوح را و آنان را كه با او بودند.اسحاق گفت سه پسرش بودند:سام و حام[و يافث] [١]و زنان ايشان بودند و شش كس ديگر كه در اين مدّت دراز از هزار سال كم پنجاه سال به او ايمان آورده بودند.كلبى گفت:هشتاد كس بودند،چهل مرد و چهل زن.دگر مفسّران گفتند:جمله هفتاد كس بودند. فِي الْفُلْكِ ،در كشتى،و اين لفظ صالح است يكى را و جماعتى را.و اصل كلمه و اشتقاق او از«دور» است،و منه فلكة المغزل و الفلك لدورانه،و كذلك:فلكة الثّدى ثدى المرأة لاستدارته. وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا ،و غرق كرديم آنان را كه به آيات ما تكذيب كردند،و اصل«غرق»غوص در آب باشد بر وجه هلاك،و منه قولهم:اغرق في نزع القوس إذا تجاوز الحدّ،براى آنكه چون از اندازه برود شكسته شود.و اغرق فى الأمر اذا بلغ فيه،و استغرق الشّىء اذا عمّ. إِنَّهُمْ كٰانُوا قَوْماً عَمِينَ ،اين بر طريق تعليل فرمود،حقتعالى گفت:براى آن غرق كرديم ايشان را كه گروهى نابينا بودند از راه راست،يعنى به منزلت نابينا بودهاند در آنكه ره حق و رشد[و] [٢]صواب نديدند و انديشه نكردند.ضحّاك گفت:كنايت است از كفر،بعضى دگر گفتند:
كنايت است از جهل.حسين بن الفضل گفت،عرب گويد:رجل عم عن الحقّ و أعمى البصر.
وَ إِلىٰ عٰادٍ أَخٰاهُمْ هُوداً ،يعنى و ارسلنا الى عاد،حرف جرّ تعلّق دارد به فعلى [٣]محذوف كه آن فعل گذشته بر حذف او دليل مىكند،و نيز بفرستاديم به عاد برادر ايشان در نسب هود را-عليه السّلام.امّا عاد،فهو عاد بن عوص [٤]بن ارم بن سام بن نوح،و اين عاد اوّل است.و امّا محمّد بن اسحاق گفت:هو هود بن سلفح [٥]بن ارفخشد بن سام بن نوح.
قٰالَ يٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ،گفت:اى قوم من خداى را پرستى [٦]كه شما را جز او
[٢] [١] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٣] .آج،لب:فعل.
[٤] .آج،لب،لت:عاد بن عوج.
[٥] .لت:هود بن شالخ.
[٦] .وز،مل،آج،لب:پرستيد.