روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٩ - ترجمه
و كافران را چه پاداشت [١]خواهد دادن،از اين روى نصيحت مىكنم شما را و ترغيب مىكنم به ايمان و طاعت و تحذير مىكنم از كفر و معصيت.
أَ وَ عَجِبْتُمْ ،صورت اين كلام استفهام است و معنى تقريع و ملامت،گفت:
عجب مىدارى [٢]شما كه مردى هم از شما به شما آيد و ذكرى و وعظى به شما آرد!رمّانى گفت:تعجّب،تغيير نفس باشد به چيزى كه سببش پوشيده باشد و از عادت خارج بود،و«ذكر»حضور المعنى للنّفس باشد،و«على»براى آن گفت كه «جاء»متضمّن است به معنى انزل،يعنى چه جاى تعجّب و انكار است ازآنكه خداى ذكرى و بيانى و نوعى از اوامر و نواهى و شرايع كه مصالح مكلّفان به آن متعلّق باشد فروفرستد بر مردى كه هم از شما باشد،يعنى آدمى باشد و فرشته نباشد و از شهر و نسب شما باشد [٣]،غريب نباشد و غرض او آن باشد [٤]تا شما را به آن بترساند.و انذار،اعلام با تخويف باشد،و تا شما از معاصى او بپرخيزى [٥]و اجتناب كنى [٦]و تا باشد كه بر شما رحمت كنند [٧].
و در آيت دليل است بر بطلان قول مجبّره كه گفتند:خداى تعالى از كافر كفر و معصيت مىخواهد و از ايشان ايمان و تقوا نمىخواهد.و خداى گفت:
غرض من به فرستادن نوح آن است تا قوم او به انذار او متّقى شوند و از كفر و معاصى بپرهيزند [٨]،من بر ايشان رحمت كنم.
فَكَذَّبُوهُ ،اين خبر است[١٦٢-پ]كه خداى تعالى از قوم نوح مىدهد كه ايشان نوح را تكذيب كردند و به دروغ داشتند،و چندان كه او دعوت بيش كرد ايشان بيش رميدند [٩].چون هيچ سود نداشت وعظ و دعوت او ايشان را،ما برهانيديم
[١] .آف:پاداش.
[٢] .وز،مل،آف:مىداريد.
[٣] .مل+و.
[٤] .آج،لب+كه.
[٥] .آن:پرهيزى،وز،مل:بپرهيزيد،آج،لب،آف:پرخيزيد.
[٦] .وز،مل،آج،لب:كنيد.
[٧] .وز،آف،لت:كنم.
[٨] .آج،لب،بم:به پرهيزند و.
[٩] .مل:مىرميدند.