روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٧ - ترجمه
است من رؤية البصر،و سهام [١]آنكه از رأى است و هو الظّن،فكأنّهم قالوا:انّا لنظنّك.و مراد به«ضلال»اين جا [٢]عدول از [٣]صواب است.و«مبين»از فعل لازم است،اى بيّن ظاهر. نوح-عليه السّلام-جواب داد كه اى قوم:ليس بي ضلالة [٤]، مرا ضلالتى و گمراهى و عدولى نيست از راه [٥]راست،و براى آن«بي»گفت و نگفت«فىّ»كه ايشان حوالت كردند كه اين كارى حادث است كه در او پديد آمده است چون علّتى و بيمارى و جنونى [٦]و اين معانى با«باء»استعمال كنند، يقال:به جنّة و به لمم و طيف و به سقم و حمّى،و لا يقال:به معرفة،لأنّ هذه من اللاّزم و تلك من العوارض،كما يقال:به جوع و عطش و لا يقال فيه:
وَ لٰكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِينَ ،و لكن من رسولىام فرستاده.و فعول اين جا به معنى مفعل باشد،رسول به معنى مرسل باشد و حقيقت او در شرع شخصى باشد كه او را تكليف كنند قيام كردن به اعباء نبوّت و رسالت و تحمّل پيغامها از خداى به خلقان كه به آن مستحقّ[١٦٢-ر]ثواب عظيم شود از خداى تعالى و از[ما] [٧]مستحقّ [٨]اجلال و اعظام [٩].و اصل«لكنّى»،لكنّني بوده است به دو «نون»و لكن يك«نون»بيفگندند تا سه«نون»مجتمع نباشد كه يك حرف مشدّد دو حرف باشد.و در إنّي و أنّي و كانّي و لكنّي هم اين حكم باشد،و در لعلّ همچنين هر دو وجه روا باشد،لعلّي و لعلّني لقرب اللاّم من النّون من جهة المخرج.فامّا«ليتني»جز با«نون»عماد نشايد براى آنكه آن علّت كه آنجا هست اين جا نيست و«من»ابتداى غايت [١٠]است،اى صادرة [١١]من قبل اللّه.
[١] .آف:سيوم.
[٢] .آن،بم:آنجا.
[٣] .وز،مل+ره.
[٤] .سورۀ اعراف(٧)،آيۀ ٦١.
[٥] .لت:ره.
[٦] .مل:حزنى.
[٧] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٨] .وز،مل،لت+غايت.
[٩] .مل:تعظيم.
[١٠] .آج،لب:عامل.
[١١] .اساس،آف،آن:صادرات،با توجه به مج تصحيح شد.