روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٥ - ترجمه
و كودك خود را بياوردى و گفتى:اى پسر!اين مرد را مىبينى [١]؟من پير شدم و اين مردى جا دوست،اگر مرا وفاتى باشد نبايد كه اين مرد تو را بفريبد،زينهار [٢]تا پيرامن او نگردى و سخن او نشنوى!كودك عصا از دست پدر بستدى و آهنگ نوح كردى و خواستى تا او را به عصا بزند.نوح عند آن بر ايشان دعا كرد: فَقٰالَ يٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ [٣].اين حكايت دعوت نوح است كه نوح قوم را گفت:يا قوم، و المراد يا قومى،«ياء»بيفگنند [٤]و به كسرۀ«ميم»اكتفا كردند [٥].گفت اى قوم من:
اُعْبُدُوا اللّٰهَ ،خداى را پرستى [٦].و عبادت غايت خضوع باشد به دل در برابر نعمتى كه از بالاى آن نعمت نباشد و آن اصول نعم [٧].براى اين عبادت كس را نرسد و سزاوار نبود مگر خداى را-تعالى.آنگه گفت:عبادت شما بايد تا خاص بود و خالص خداى را تعالى چه با او خدايى نيست شما را.و«من»براى تأكيد نفى آورد،لقولهم:ما فى الدّار من رجل لكن [٨]رجلان مناقضه باشد.و كسائى و ابو جعفر خواندند:غيره،بالجرّ صفة لاله و كسر«هاء»به اشباع،هركجا باشد و دگر[١٦١-پ]مقريان به رفع«راء»و ضمّ«هاء»و اشباع به«واو».و حجّت آنان كه به رفع خواندند آن است كه گفتند:بدل است از اسمى كه محلّ او رفع است و هو قوله: مٰا لَكُمْ مِنْ إِلٰهٍ ،و المعنى لا اله لكم.آنگه اگر«الّا»آرى آن اسم كه از پس«الّا»آيد جز مرفوع نباشد،كقوله: وَ مٰا مِنْ إِلٰهٍ إِلاَّ اللّٰهُ [٩]،جار و مجرور در محل رفع است و آنچه ما بعد«الّا»ست مرفوع است،على انّه بدل منه، كقولك:ما جاءنى الّا زيد [١٠].آنگه حكم«غير»حكم الاسم الواقع بعد الّا باشد
[١] .آف:مىبينيد.
[٢] .مج،وز،مل،لت،آج،لب:زنهار.
[٣] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٥٩.
[٤] .مج،وز،مل،لت:بيفگند.
[٥] .مج،وز،مل،لت:كرد.
[٦] .مج،وز،مل،آج،لب،آف:پرستيد.
[٧] .مج،وز،مل،لت+است.
[٨] .آج،لب،ليكن.
[٩] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٦٢.
[١٠] .اساس،مج،وز:زيدا،با توجّه به ديگر نسخه بدلها و سياق جمله تصحيح گرديد.