روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣ - ترجمه
گفت:آنان كه كسب معاصى كنند،يعنى فعل معاصى كنند چه كسب جز لغوى معقول نيست آنچه ايشان دعوى كردند[١٠٩-پ]معقول نتوانند كردن ايشان را جزا دهند و پاداشت [١]آنچه كرده باشند [٢].و اقتراف هم اكتساب باشد، آنگه نهى كرد مكلّفان را از خوردن آنچه نام خداى نبرده باشند برآن،گفت: وَ لاٰ تَأْكُلُوا مِمّٰا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّٰهِ عَلَيْهِ ؛مخوريد از آنچه-يعنى از آن[ذبايح] [٣]كه-برآن نام خدا نبرده باشند،و اين[نيز] [٤]دليل است بر وجوب تسميه.و بيان كرديم كه:ذبايح اهل كتاب حرام باشد و تسميۀ ايشان نه تسميه باشد،براى آنكه خداى را نشناسند.و اگر كسى رها كند در او خلاف كردند،اگر بقصد رها كند و ياد دارد ذبيحه [٥]حلال نبود،و اگر بسهو رها كند و معتقد وجوب آن باشد ذبيحه حلال بود،و اين مذهب ماست و مذهب ابو حنيفه و اصحابش.و ثورى و شعبي و داود و ابو ثور گفتند:تسميه شرط است اگر رها كند بقصد يا سهو ذبيحه حلال بود،و اين مذهب شافعى آن است كه:تسميه سنّت است،اگر نكند باكى نبود.
جملۀ فقها گفتند:ذبيحۀ اهل كتاب حلال باشد،و در ارسال الكلب و السّهم در باب تسميه هم اين گفتند فقها.
و بعضى مفسّران گفتند:آيت منسوخ است،و اين درست نيست براى آنكه بر نسخش دليل نيست.و حسن و عكرمه گفتند:ذبايح اهل كتاب از اين جمله منسوخ است بقوله: وَ طَعٰامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ حِلٌّ لَكُمْ [٦]،و به نزديك ما اين طعام مخصوص است به حبوب و اين آيت محكم است و بر ظاهر خود است.
قوله: وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ ،يعنى آنچه نام خدا برآن نبرده باشند فسق[است] [٧]، يعنى خوردن آن فسق است،و«ها»كنايت است از اكل لما دلّ عليه قوله: وَ لاٰ تَأْكُلُوا .قوله: وَ إِنَّ الشَّيٰاطِينَ لَيُوحُونَ إِلىٰ أَوْلِيٰائِهِمْ ،مفسّران گفتند:مراد به شياطين
[١] .مج،وز،لت+به.
[٢] .مج،آج،لت:باشد.
[٧] [٤] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٥] .مج،وز،لت+بس.
[٦] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٥.