روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٦ - ترجمه
مهتدىاند [١]به آن.
قوله: هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّٰ تَأْوِيلَهُ ،آنگه حقتعالى گفت اين كافران چه انتظار مىكنند و چه توقّع مىكنند و گوش چه مىدارند [٢]كه بااينهمه آيات و بيّنات و حجج و ادلّه ايمان نمىآرند!همانا انتظار هيچچيز [٣]نمىكنند مگر آمدن تأويل اين آيات.ابو على گفت:انتظار اگرچه مضاف است به ايشان [٤]بر حقيقت نه فعل ايشان است،چه ايشان به آن ايمان ندارند چگونه انتظار كنند آن را؟معنى آن است كه مؤمنان به ايشان گوش چه مىدارند الّا تأويل اين آيات؟و بر اين تفسير كه ما داديم به اين تعسّف حاجت نيست و از ظاهر عدول كردن،براى آنكه حرف استفهام چون به معنى تقريع بود معنى نفى دهد معنى آن است كه ما ينظرون،و دليل بر آنكه چنين است به استثناست به«الّا»در عقب او تا آنچه به «هل» [٥]نفى كرد به«الّا»اثبات كند يعنى،چه انتظار مىكنند و انتظار نمىكنند ايشان مگر تأويل او را.و تأويل[١٥٥-ر]على قول الحسن و قتاده و مجاهد جزا و عقوبت ايشان است يعنى انتظار نمىكنند الّا عذاب و عقوبت خداى را.و اصل تأويل ما يئول اليه عاقبة الشّىء من الاول،و هو الرّجوع.ابو على گفت:
تأويل مراد به او بعث و نشور و حساب و كتاب است معنى متقارب است.آنگه گفت: يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ ،آن روز كه تأويل او آيد از حساب و عقاب ايشان را ايمان سود ندارد و توبه قبول نكنند گويند آنان كه اين روز را فراموش كرده باشند، قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ ،رسولان خداى ما به ما آمدند و حق بياوردند [٦]يعنى آن روز،روز قيامت [٧]،ايمان آرند و معترف شوند و اقرار دهند به نبوّت انبيا و حقّى [٨]رسولان و آنچه آوردند از كتابها و شرايع.و حقّ آن باشد كه عقل
[١] .آج،لب:مهتدااند.
[٢] .آج،لب:گوش مىدارند.
[٣] .مج،هيچچيزى،آج،لب:هيچيز.
[٤] .مج،وز،مل،لت:با ايشان.
[٥] .مج،وز،آج،لب:بعمل.
[٦] .مج،وز:نياوردند.
[٧] .مل:يعنى اين روز قيامت.
[٨] .آن:حقّ.