روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١١ - ترجمه
كرده است،تحريم منع و حرمان نه تحريم عبادت.و اهل بهشت را با نيك مردى و لطافت طبع دلشان بر كافران نرم نشود ازآنجا كه خداى تعالى در طبع ايشان مركوز بكرده است [١]دوستى دوستان خود و دشمنى از دشمنان خود أبو الجوزاء گفت عبد اللّه عبّاس را پرسيدم كه:كدام صدقه فاضلتر است؟گفت:شربت آب به تشنه دادن.گفتم:از كجا؟گفت:نبينى كه اهل دوزخ چون درمانند [٢]از نعيمهاى بهشت،اوّل آب مىخواهند و اين نعمتى است كه خداى تعالى كرده است كه قدر آن بيشتر مردم ندانند تا از او [٣]بازنمانند !و يك قول در اين آيت آن است: ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ [٤]،قيل:عن النّعيم [٥]،قيل:عن الماء البارد،يعنى از آب سرد پرسند ايشان را تا شكر آن گزاردند [٦]يا نه،ازآنجا گفت اميرالمؤمنين على-عليه السّلام- آنكس را كه او را پرسيد:ما طعم الماء؟قال طعم الحياة،پرسيد كه:آب چه طعم دارد؟گفت:طعم زندگانى دارد،[و نيز طبع زندگانى دارد] [٧](عند من اثبت الطبع).
آنگه وصف كرد آنان را كه كافرانند و در دوزخ گرفتاراند،گفت:آن كافرانى كه دين خود را فسوس و بازى گرفته باشند.و«الّذين»در محلّ جرّ است على صفة الكافرين،و شايد كه محلّ او رفع باشد بر ابتدا.و قوله: فَالْيَوْمَ نَنْسٰاهُمْ [٨]،جملهاى باشد در جاى خبر [٩].و فرق ميان«لهو»و«لعب»آن است كه لهوبازى جوانان باشد از نشاط و ملاهى و معازف و تعاطى آن،و لعب بازى كودكان باشد،هر دو هزل بود،گويند:طعام و شراب بهشت نشايد كافرانى را كه دين خداى به بازى گرفته باشند و لهو و هزل و زندگانى دنيا ايشان را مغرور كرده باشد و فريفته. فَالْيَوْمَ نَنْسٰاهُمْ ،امروز فراموش كنيم ايشان را از ثواب چنان كه[ايشان] [١٠]اين روز را [١١]
[١] .مج،وز،لب:نكرده است.
[٢] .مج،وز،لت:درمىمانند.
[٣] .آج،لب:از آن.
[٥] [٤] .سورۀ تكاثر(١٠٢)آيۀ ٨.
[٦] .مج،وز:آن كردند،مل:آن كردهايد.
[١٠] [٧] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٨] .بم+امروز فراموش كنيم ايشان را از ثواب چنان كه.
[٩] .اساس:جزا،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١١] .مج،وز،آج،لب،لت:ندارد.