روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٨ - ترجمه
همه تا در باب زجر وعيد بليغتر باشد،و«لام»در«لأملأنّ»هم جواب قسم است،و روايتى [١]كردند شاذّ از عاصم كه او خواند كه:لمن تبعك،به كسر«لام» [٢]بر تقدير حذف مبتدا،و تقدير آنكه:لمن تبعك النّار.و«اجمعين»از توابع تأكيد باشد.
آنگه چون قصد ابليس گفته بود و طرد و لعن او،گفت آدم را گفتم:يا آدم تو و جفت تو در بهشت بنشينى [٣].خلاف كردند كه كدام بهشت بود،بعضى گفتند [٤]:بهشت خلد بود براى آنكه [١٣٩-ر]اين لفظ چون اطلاق كنند معرّف به«لام»تعريف عهد جز اين بهشت معروف نباشد چنان كه:السّماء و الارض،از او جز آسمان و زمين كه ما مىبينيم و معهود است نشناسند دون [٥]سقف البيت و قوائم العرش.و زن را زوج و زوجه گويند چون در كلام قرينه باشد كه بدانند كه مراد به زوج زن است،«تا»ى تأنيث نيارند،چه آن براى فرق مىبايد،پس اين جا به اضافت از تأنيث مستغنىاند براى آنكه جفت مرد معلوم است كه مرد نباشد و جز زن نبود،و صاحب المنزل را ساكن [٦]الدّار گويند و اگرچه وقتها ازآنجا حركت كند و برود على التّغليب،براى آنكه اوقات بيشتر آنجا باشد،و گويند:
فلان ساكن اوست چون مستأجر او باشد در سراى و دكّان او،اين هم بر اين [٧]وجه باشد.
و بهر دگر [٨]گفتند:بستانى بود از جملۀ بستانهاى[نه] [٩]بهشت خلد بود، چه اگر بهشت خلد بودى او را ازآنجا بيرون نياوردندى كه از بهشت خلد كس برون نيايد،و اين قول ضعيف است براى آنكه از بهشت خلد آنكس برون نيايد
[١] .اساس:روايت،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٢] .اساس:لا،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٣] .آج،لب:بنشينيد.
[٤] .مل:گفتند بعضى كه.
[٥] .اساس:چون،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٦] .مل،آج،لب:صاحب.
[٧] .مج،وز،مل:برآن.
[٨] .مج،وز:و بهرى دگر.
[٩] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.