روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٣ - ترجمه
دارد بالشّيء على ما هو به،و او را بر وجهى و صفتى نگرداند،و از باب تكليف «من علم اللّه انّه يكفر»باشد،و كلام در اين معنى در دگر جاى مستقصى رفته است.
امّا آنكه خداى تعالى شايد تا اجابت دعاى كافر كند،در او خلاف كردند.ابو على جبّائى گفت:نشايد،براى آنكه در اين معنى تعظيم او باشد، خداى [١]تعظيم نكند كافر را.ابن الأخشيد [٢]گفت:روا باشد كه دعاى كافر اجابت كند چون در اجابت او مصلحتى داند او را يا بعضى مكلّفان را،و اين قول درستتر است.حقتعالى گفت:من انظار تو كردم تا به وقت مصلحت،يا تأخير عذاب تو كردم تا به روز قيامت.
قٰالَ فَبِمٰا أَغْوَيْتَنِي ، [٣]آنگه حقتعالى حكايت كرد از ابليس آنچه او گفت عند اين حال گفت ابليس [٤]گفت:بار خدايا!با اين اغواء كه مرا كردى،و در اين«با» [٥]چند قول گفتند،يكى آنكه:به معنى«مع»است،كقولهم:اخذه برمّته،[أى مع رمّته] [٦]و اشتريت الدّار بآلاتها،أى مع آلاتها،و معنى آنكه:بار خدايا!با آنكه مرا اغوا كردى من چنين كنم،و قولى دگر آن است كه:«با»به معنى«لام»است،يعنى براى آنكه مرا اغوا كردى من بنشينم.و سيم [٧]آنكه:«با»قسم است،أى بحقّ اغوائك ايّاى،بحقّ اغواى تو مرا،و وجه بهترين آن است كه:اين«با»بدل است، يعنى به بدل آنكه تو مرا اغوا كردى من چنين كنم،[١٣٨-ر]من قول الشّاعر [٨]:
فلئن فلّت [٩]هذيل شباه
لبما كان هذيلا يفلّ
و اين وجه را بيان كردهايم پيش از اين در نظاير اين آيت.و در معنى
[١] .مج،وز:و خداى تعالى.
[٢] .مج،وز،مل،آج،لب،لت:ابن الاخشاد.
[٣] .اساس و همۀ نسخه بدلها: قٰالَ رَبِّ بِمٰا أَغْوَيْتَنِي ،سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٣٩،با توجه به ضبط قرآن مجيد و آيۀ مورد بحث تصحيح شد.
[٥] [٤] .اساس و همۀ نسخه بدلها:باب،با توجه به مورد بحث و اشاره به قرائن بعدى،تصحيح شد.
[٦] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز و سياق عبارت افزوده شد.
[٧] .مج،وز،لت:سهام،آج،لب،آف:سيوم.
[٨] .مج،وز+شعر.
[٩] .اساس،مج،مل،آف،لت:قلت،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.