روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٢ - ترجمه
نباشد[پس آياتى كه در قرآن هست كه بعضى متضمّن نفى سؤال است و بعضى متضمّن اثبات،جواب] [١]از او اين وجوه باشد كه گفته شد،و كذلك قوله:[يوم] [٢]لاٰ يَنْطِقُونَ، وَ لاٰ يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ [٣]،و قوله: وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلىٰ بَعْضٍ يَتَسٰاءَلُونَ [٤]،و: يَتَلاٰوَمُونَ [٥]،جواب از او هم اين وجوه باشد،چون سؤال كنند كه در اين آيات يكبار اثبات نطق مىكند،و يكبار نفى و در قرآن و كلام عرب از اين بسيار است،أ لا ترى الى قول الشّاعر [٦]:
فأصبحت و اللّيل لي ملبس
و أصبحت الأرض بحرا طما
هركه در اين بيت نگرد صبح و شب به يك جاى بيند گمان برد كه مناقضه است،و خلاف اين است براى آنكه مراد به«أصبحت»نه صبح است، و انّما المعنيّ بقوله:أصبحت،أي أوقدت المصباح،چراغ برافروختيم،و قوله:
وَ مٰا كُنّٰا غٰائِبِينَ ، [٧]و ما غايب نبودهايم از آن به معنى عالمى،و آنكه چيزى بر او پوشيده نشود بهمنزلۀ حاضرى باشد كه غايب نشود.و حضور و غيبت بر حقيقت بر خداى روا نباشد كه آن از صفات اجسام است.
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ ،اين جملهاى است از مبتدا و خبر،و ظرفى در ميان [٨]افتاده حشو،حقتعالى گفت:وزن آن روز درست [٩]باشد و حق بود،يعنى روز قيامت.
و در وزن و ميزان[١٣٥-پ]خلاف كردند علما بر چهار قول حسن بصرى گفت:
ترازو [١٠]قيامت [١١]را دو كفّه باشد يكى كفّۀ حسنات [١٢]و يكى كفّۀ سيّئات [١٣]،و آنچه سنجند [١٤]به آن صحايف اعمال باشد چنان كه در اخبار آمد.و عبيد بن عمير گفت:
[٢] [١] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٣] .سورۀ مرسلات(٧٧)آيۀ ٣٥ و ٣٦.
[٤] .سورۀ طور(٥٢)آيۀ ٢٥.
[٥] .سورۀ قلم(٦٨)آيۀ ٣٠.
[٦] .مج،وز+شعر.
[٧] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٧.
[٨] .مج،وز،مل+آن.
[٩] .اساس،بم:در بيخت،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١٠] .وز،آج،لب:ترازوى.
[١١] .مج،وز،مل+آن.
[١٣] [١٢] .مج،وز+باشد.
[١٤] .مل:بسنجند.