تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٦ - تفسير ابيات
باز مكرر كردن صوفى سؤال را و جواب قاضى
تفسير ابيات
مواد زندگى وحوادث مربوط به آنها دارند ، باز به آن امور عشق مى ورزند وبىپروا مانند پروانه خود را به شمع سوزان مى زنند امتحانهاى تلخى كه در راه زندگانى پيش مى آيد از رحمت حق تعالى است ، در صورتى كه ملك مرو وبلخ نكبت ونقمت است كه انسان را در خود فرو مى برد . حضرت ابراهيم خليل عليه السلام از سوختن وتلف شدن نمى گريزد وابراهيم ادهم از شرف دنيا فرار مى كند .
شگفتا ، خليل الله نمى سوزد وابراهيم ادهم در آتش عشق مى سوزد ، اين همان نعل معكوس است كه در راه طلب زده شده است .
باز مكرر كردن صوفى سؤال را وجواب قاضى
((١٧٣٩)) گفت صوفى قادر است آن مستعان كه كند سوداى ما را بىزيان
((١٧٤٠)) آنكه آتش را كند ورد شجر هم تواند كرد اين را بىضرر
((١٧٤١)) آنكه گل آرد برون از عين خار هم تواند كرد اين دى را بهار
((١٧٤٢)) آنكه زو هر سرو آزادى كند قادر است از غصه را شادى كند
((١٧٤٣)) آنكه شد موجود از وى هر عدم گر بدارد باقيش او را چه غم
((١٧٤٤)) آنكه تن را جان دهد تا حى شود گر نمى راند زيانش كى شود
((١٧٤٥)) خود چه باشد گر ببخشد آن جواد بنده را مقصود جان بىاجتهاد
((١٧٤٦)) دور دارد از ضعيفان در كمين مكر نفس وفتنهء ديو لعين وقت طالب را پريشان كم كند آينهء دل را چو جام جم كند
تفسير ابيات صوفى به قاضى مى گويد : آن خداى پشتيبان مخلوقات ، آن قدرت مطلقه را دارد كه زندگى مادى ومعنوى ما را بدون ناملايمات وزيانها به جريان بياندازد .
آن خدايى كه آتش را به گل ودرخت مبدل مى كند وگل از خار بيرون مى آورد ، مى تواند اين خزان ناگوارىها را به بهار روح انگيز تبديل كند .