تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٢ - تفسير ابيات
خداى بىهمتا باشد ، نه آن همراهى كه دشمن عقلت بوده ودنبال فرصتى را بگيرد كه جامه ات را بدزدد . به آرامى سر پائين انداخته با تو راه مى رود تا به گردنهاى برسيد ودست به يغماگرى بگشايد . او براى سود خود با تو براه افتاده است ، از نيش نوش نمايش بر حذر باش . برخى ديگر سست عنصران شتر دل هستند كه با ديدن كمترين حادثهء ترس آور ، براى برگشتن از راهى كه در پيش گرفتهاند به شما درسها مى دهند . اين يك اصل ثابت را بشنو كه -
يار بد مار است هين بگريز از او تا نريزد بر تو زهر آن زشت خو
آن راهزن زن صفت ، يار را از راه منحرف مى كند وبسيه چالش مى كشد . مگر مرد هم زير زن مى افتد ؟ هر گونه عيشى كه تصور كنند ، فرعى از جانبازى در بر دارد وآفتى كه جانهاى شيشه وش را مى شكند . مگر هر گم راهى مى تواند صراط مستقيم دين را بپيمايد ؟ مرد محتاط است كه مى تواند راهى را كه در دين پيش گرفته طى نمايد ، لذا هر مخنث سست عنصرى نمى تواند مرد اين راه پر شور وشر بوده باشد ، در اين راه امتحانهاى پى در پى ومتنوع گسترده شده كه مانند پر ويزن ( غربال ) سپوس را از دانه جدا مى كند .
آيا مى دانى راه چيست ؟ راه آن است كه پر از نشان پاى بوده باشد . آيا مى دانى يار كيست ؟ يار نردبان راهى است كه پيش گرفتهاى .
فرض مى كنم كه در راهى كه تنها مى روى گرگى با تو رو برو نخواهد گشت . اما اين محروميت را خواهى داشت كه نشاط دمسازى با جمعيت را از دست خواهى داد : كسى كه راه محدودى را به تنهايى سپرى مى كند . در حالت دسته جمعى صد برابر آن راه را مى تواند بپيمايد . خر با آن خشونت كه دارد ، موقعى كه با همنوعان خود راه مى رود ، بقدرت ونشاطش مى افزايد وبالعكس اگر همان راه را به تنهايى برود ، آن راه بر اثر كثرت مشقت براى او صد برابر مى نمايد وپى در پى زخم ضربه چوب وسيخ مى خورد تا راه را به پايان برساند . با زبان حال -
مر تو را مى گويد آن خر خوش شنو گر نهاى خر اين چنين تنها مرو